تبليغاتX
New Page 5

مهربانی
مهربانی
مطالب روانشناسی
نكاتي راجع به ايجاد تمركز در حين مطالعه

 

1. سعی کنید با ایجاد انگیزه های نیرومند و در نظر گرفتن اهدافی که برایتان مهم و جالب توجه است نسبت به مطالعه در خود شوق و علاقه ایجاد کنید . زیرا علاقه داشتن نسبت به موضوعی سبب تمرکز حواس در هنگام مطالعه آن موضوع می شود .
2.
موقعیتهایی که نمی توانید در آنها تمرکز حواس داشته باشید ، تجزیه و تحلیل کنید ، احساسات خود را مورد برسی قرار دهید و بدانید که چه عواملی افکار شما را دگرگون می کنند . افکار منفی و بیمارگونه را از خود دور کنید و هر موقعیت را تا حدی که می توانید به طور منطقی تعبیر و تفسیر کنید .
3.
موضوعهای مطالعاتی خود را تقسیم بندی کنید یعنی هر موضوعی را که می خواهید مطالعه کنید ، به قسمتهای کوچکتر تقسیم کرده و به تدریج در زمانهای مختلفی آنها را مطالعه کنید .
4.
هر وقت مصمم شدید مطالعه کنید یا کار دیگری انجام دهید ، بکوشید بر عزم خود پابرجا باشید تا آن کار را به اتمام برسانید .
5.
زمانهای مطالعه خود را با فعالیتهای متنوع تقسیم نمائید تا اینکه بتوانید تمرکز حواس خود را برای مدت زمان طولانی تری حفظ کنید و مطالعه را در آن ساعت از روز انجام دهید که برای شما مناسب تر است .
6.
استفاده از یک استراحت کوتاه در هر ساعت ، انرژی لازم برای حفظ تمرکز حواس را برای مدت زمانی طولانی تری در اختیار فرد می گذارد .
7. 
برنامه مطالعاتی داشته باشید و برای هر کاری وقت به خصوص تعیین کنید .
8.
با آگاهی ازفنون مطالعه و بکارگیری آنها در هنگام مطالعه در خود ایجاد تمرکز کنید ؛ کاربرد فنونی که خواننده را در عمل مطالعه فعال می سازد ، کلید اساسی ایجاد تمرکز است .
9.
به جای اینکه بکوشید دنیای خارج را تغییر دهید ، خود را تغییر دهید . لازم نیست که دیگران و یا رفتار آنها را مطابق دلخواه خویش تغییر داده شوند .
10.
چند برگ کاغذ روی میز مطالعه خود داشته باشید و مواردی از افکار منحرف کننده و مزاحم را یاداشت کنید و بعد از مطالعه نسبت به حل آنها در حد امکان اقدام نمائید .
11.
ممکن است حواس پرتی شما ناشی از گرسنگی و تشنگی شدید ، بی خوابی ، خستگی و یا علت یا علل درونی دیگری باشد ، در چنین موقعیتی هرگز مطالعه نکنید .
12.
هنگام مطالعه لباس راحتی به تن کنید ، لباسی که نه بسیار زبر باشد نه بسیار نرم ، نه بسیار گشاد باشد نه بسیار تنگ .
13.
مطالعه در حالتهایی نظیر دراز کشیدن ، به پشت خوابیدن ، در حال راه رفتن تکیه زدن به دیوار و امثال اینها مفید نمی باشد . زیرا در چنین موقعیتهایی نمی توان تمرکز حواس خود را حفظ نمود ، بنا براین هنگام مطالعه سعی شود خم شدن کمر عادت نشود و فاصله کتاب تا چشم 30 سانتیمتر باشد .
14.
محرکهای محیطی از قبیل صدای رادیو، تلویزیون ، تلفن و... که باعث حواس پرتی شما می شوند را از موقعیت مطالعه خود حذف کنید .
15.
بهترین وضعیت برای درس خواندن نشستن پشت میز مطالعه و بدترین وضعیت درازکش است . چرا که در این وضعیت ، فرد سریع از حال و هوای مطالعه خارج می شود و تمرکز حواس خود را از دست می دهد .
16.
محل مطالعه باید از هر نظر مانند نور ، دما ، درجه ، حرارت و ... مناسب باشد .
17.
انگیزه ی بسیار بالایی برای مطالعه داشته باشید زیرا افرادی که دارای انگیزه بسیار بالایی هستند می توانند تمرکز حواس خود را برای چندین ساعت حفظ کنند .

 

|+|
نوشته شده توسط ولیزاده در بیستم دی 1386 و ساعت 20:37
تصميم گيري و نكاتي درباره آن

 

تصميم گيري چيست ؟

تصميم گيري ابزاري است كه براي شكل دادن به آينده مثبت از آن استفاده مي كنيم. به عبارتي فرايندي است پيچيده شامل انواع توانايي هاي فكري ونيزداشتن اطلاعات در مورد تصميمي كه مي خواهيم بگيريم.

انسان در مسیر زندگی خود با انواع مشکلات مواجه می‌شود که ناگزیر می شود تصمیمی  اتخاذ کند. تصمیم گیری نقش گسترده‌ای در زندگی آدمی دارد. از تصمیم گیریهای جزئی در امور کوچک گرفته، تا تصمیم گیریهای بسیار بزرگ و پراهمیت. برخی از تصمیم ها چنان به راحتی صورت می‌گیرند که شاید ما چندان توجهی به آنها ن‌کنیم، اما در مقابل مسائلی نیز در زندگی وجود دارند که اقدام به تصمیم گیری در مورد آنها شاید مدت زمان طولانی وقت لازم داشته باشد. در هر حال اهمیت این تصمیم گیریها به لحاظ اهمیتی که اکثر آنها در سرنوشت فرد دارند، بسیار زیاد است و چه بسا تعلل در شناخت راههای تصمیم گیری بهتر ، عواقب جبران ناپذیری را برای فرد به بار آورد.

 

مهارت های پیش نیاز تصميم گيري

خود آگاهی : خودآگاهی توانایی شناخت خود و آگاهی از خصوصیات، نقاط قوت و ضعف، خواسته ها، ترسها و انزجارهاست. رشد خودآگاهی به فرد کمک میکند تا دریابد تحت استرس قرار دارد یا نه و این معمولاً پیش شرط روابط اجتماعی و روابط بین فردی موثر و همدلانه است.

همدلی : همدلی یعنی اینکه فرد بتواند زندگی دیگران، را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد درک کند. همدلی به فرد کمک میکند تا بتواند انسانهای دیگر را حتی وقتی با انها بسیار متفاوت است، بپذیرد و به آنها احترام گذارد. همدلی روابط اجتماعی را بهبود میبخشد و به ایجاد رفتارهای حمایت کننده و پذیرنده نسبت به انسانهای دیگر منجر میشود.

ارتباط ( ابراز وجود ) : این توانایی به فرد کمک میکند تا بتواند بصورت کلامی یا غیر کلامی و متناسب با فرهنگ جامعه و موقعیت خود را بیان نماید. بدین معنی که نظرها، عقاید، خواسته ها، نیازها و هیجانات خود را ابراز و به هنگام نیاز بتواند از دیگران درخواست کمک و راهنمایی نماید. مهارت تقاضای کمک و راهنمایی گرفتن از دیگران، در مواقع ضروری، از عوامل مهم یک رابطه سالم است.

روابط بین فردی : این توانایی بر ایجاد روابط بین فردی مثبت و موثر فرد با انسانهای دیگر کمک میکند. یکی از این موارد، توانایی برقراری روابط دوستانه است که در سلامت روانی اجتماعی، روابط گرم خانوادگی به عنوان یک منبع مهم حمایت اجتماعی و قطع روابط اجتماعی ناسالم نقش بسیار مهمی دارد.

تفکر نقاد : تفکر نقاد، توانایی تحلیل اطلاعات و تجارب است. آموزش این مهارت، فرد را قادر میسازد تا در برخورد با ارزشها، فشار گروه و رسانه های گروهی مقاومت کند و از آسیبهای ناشی از آن در امان بمانند.

تفکر خلاق : این نوع تفکر، هم به حل مسئله و هم به تصمیم گیریهای مناسب کمک میکند. با استفاده از این نوع تفکر، راه حلهای مختلف مسئله و پیامدهای هر یک از آنها بررسی میشود. این مهارت فرد را قادر میسازد تا مسائل را ورای تجارب مستقیم خود دریابد و حتی زمانیکه مشکلی وجود ندارد و تصمیم گیری خاصی مطرح نیست، با سازگاری و انعطاف پذیری بیشتری به زندگی روزمره بپردازد. 

حل مسئله : این توانایی فرد را قادر میسازد تا به نحو موثری مسائل زندگی را حل نماید. مسائل مهم زندگی چنانچه حل نشده باقی بمانند، استرس روانی ایجاد میکنند که به فشار جسمی منجر میشود.

 

فوائد تصميم گيري

1. پیشگیری از اختلالات جسمی

2. پیشگیری از اختلالات روانی

3. پیشگیری از اختلالات اجتماعی

4. پیشگیری از اختلالات معنوی

5. پیشگیری از مشکلات سیاسی

6. پیشگیری از مشکلات اقتصادی

7. ارتقاء سلامت

 

سبكهاي تصميم گيري

تصميم گيري احساسي

  • مبناي انتخاب فرد آن است كه احساس وي چه چيز را درست مي داند .
  • تاكيد بر تماس يا حس دروني است .
  • ملاك نهايي اين است كه : چه حس مي كند تا اينكه چه فكر مي كند .
  • مبناي انتخاب فرد آن است كه احساس وي چه چيز را درست مي داند .
  • تاكيد بر تماس يا حس دروني است .
  • ملاك نهايي اين است كه : چه حس مي كند تا اينكه چه فكر مي كند .

تصميم گيري اضطراري

  • فرد تحت تاثير تعارض و استرس تصميم گيري به حدي مضطرب و برانگيخته مي شود كه ( كارآمدي ) تصميم گيري وي كاهش مي يابد .
  • فرد نمي تواند اطلاعات مربوط را به ميزان كافي در نظرگرفته و سبك و سنگين كند . نهايتاً براي فرار از فشار يكي از راهها را انتخاب مي كند .

تصميم گيري اجتنابي

  • فرد لزوم تصميم گيري را انكار مي كند .
  • اميدوار است كه همه چيز خود به خود درست مي شود .
  • به تكنيك هاي به تأخير انداختن مثل امروز و فردا كردن متوسل مي شود .
  • هدف نهايي حفظ آسايش روان شناختي كوتاه مدت است

تصميم گيري تكانه اي

  • فرد به سرعت به مبناي تكانه هاي ناگهاني تصميم مي گيريد .
  • به ارزيابي آرام و منطقي حقايق نمي پردازد .
  • معمولاً خودش هم از اين تصميم گيري تعجب مي كند .

تصميم گيري مطيعانه

  • فرد براساس ( انتظارات ) ديگران تصميم مي گيرد .
  • ويژگي اصلي اين سبك (انفعال) است .
  • فرد اجازه مي دهد ديگران تصميم ها را به او تحميل كنند .
  • فرد اجازه مي دهد ديگران براي او تصميم بگيرند .
  • معمولاً از لفظ ( نمي دانم ، هر چه شما بگوييد ) استفاده مي كند .

تصميم گيري اخلاقي

  • مبناي انتخاب يك كد اخلاقي است .
  • كد اخلاقي مي تواند ( مذهبي ) باشد .
  • كد اخلاقي مي تواند ( اصول اخلاق شخصي ) باشد .

تصميم گيري منطقي

  • فرد با آرامش و بكارگيري خرد ، بيطرفانه با توجه به هدف بهترين حق انتخاب را بر مي گزيند .
  • فرد به اطلاعات ، هدف يا اهداف ، ارزش ها توجه دارد .
  • فرد ( خودآگاهي ) و ( زمان آگاهي ) دارد .
  • فرد به پيامدها و خطرات احتمالي توجه دارد .
  • انتخاب فرد حق گرايانه و براساس ملاكهاي ارزشي واقعي است .

 

عوامل مؤثر بر تصمیم گیری

  • نوع مشكل
  • شخصيت افراد
  • ميزان اعتماد به نفس شخص
  • عوامل محيطي
  • اختلالات روحي و رواني مثل افسردگي و اضطراب
  • استقلال فکر
  • اهميت و شفافيت موضوع
  • آمادگی برای پذیرش مسئولیت تصمیم های اتخاذ شده
  • عدم ترس از خطر کردن ( ریسک کردن)
  • درک درست موقعیت ومشکل
  • ارزش ها و باورها
  • دانش و اطلاعات درباره مشکل یا موقعیت
  • شیوه تصمیم گیری و آشنايي با روال منطقي آن
  • روش و ميزان پاداش و تنبيه
  • آمادگی برای مشورت با دیگران
  • انعطاف پذیری
  • خلاقیت

 

مراحل تصميم گيري منطقي

مرحله اول : مواجه شدن با تصميم

باز بودن به اطلاعات داخلي

باز بودن به اطلاعات خارجي

وضوح و تمركز موضوع

مرحله دوم : خلق حق انتخاب ها

مرحله سوم : ارزيابي پيامد پيش بيني شده حق انتخاب ها

مرحله چهارم : متعهد كردن خود به يك تصميم

1. وارسي نمودن تطابق و هماهنگي تصميم ها با ارزش ها

2. بيان واضح اهداف

3. وارسي كردن مجدد حق انتخاب ها

4. طراحي بهترين راه حل

5. توجه و به خاطر سپردن پاداش هاي حاصل از تصميم

مرحله پنجم : طرح ريزي براي چگونگي اجراي تصميم

1. بيان واضح اهداف و مشخص كردن چهارچوب زماني

2. ريز كردن كارها

3. در نظر گرفتن راههاي مختلف اجراي تصميم

4. پيش بيني مشكلات و موانع

5. تشخيص منابع حمايت كننده

6. نوشتن طرح عمل ( POA)

مرحله ششم : اجراي تصميم

1. زمان بندي و تعيين بهترين

2. تعارض هاي پس از تصميم

3. عذر و بهانه نياوردن

4. باز بودن به بازخورد

5. پاداش دادن به خود

6. كنار آمدن با چالش ، نوميدي و درماندگي

مرحله هفتم : ارزيابي پيامدهاي واقعي اجراي تصميم

 

راهبردهای عملی برای افزایش قدرت تصمیم گیری

1.  اعتماد به نفس داشته باشید. برای اینکار پیروزیهای قبلی خود و توانایی‌های خود را همواره مدنظر داشته باشید.

2.  علائم و ناراحتیهای خود را که در قدرت تصمیم گیری شما دخالت می‌کنند، بشناسید و تلاش کنید آنها را رفع کنید مانند افسردگي هاي مزمن و اضطرابها

3.  تغذیه مناسب داشته باشید. تغذیه مناسب با افزایش قوای ذهنی ، در تمام زمینه‌های ذهنی قدرت شما را بالا خواهد برد.

4.  معلومات خود را افزایش دهید. افزایش معلومات هم در مسائلی که در حال حاضر باید برایشان تصمیم گیری کنید، لازم است و هم در افزایش معلومات به صورت کلی و روزانه در موارد مختلف مدنظر است.

5.  در حین تصمیم گیری ، تلاش کنید موضوع را از جنبه‌های مختلف بشناسید و به ابعاد مختلف آن پی ببرید.

6.     از افراد آشنا به موضوع حتما کمک بگیرید.

7.  از یک نظم منطقی برای تصمیم گیری استفاده کنید. به عنوان نمونه می‌توانید مشقهای مختلف تصمیمتان را بررسی کنید، دلایل مخالفت و موافقت خود را بر هر مشق یادداشت کنید. به این ترتیب و با الویت بندی و امتیاز دادن به زمینه‌هایی که با آنها موافق هستید، تصمیمی را اتخاذ کنید که کمترین شکست و بیشترین احتمال پیروزی را به همراه داشته باشد.

8.  همواره به یاد داشته باشیم که در اکثر انتخابهای ما ، انتخاب کامل و بدون عیب و نقصی وجود ندارد و هر انتخاب ما متضمن از دست دادن امتیازاتی است که دیگر انتخابها می‌توانستند داشته باشند. به عبارتی تصمیم گیری بر اساس بیشترین امتیاز و کمترین احتمال شکست انجام می‌شود.

 

|+|
نوشته شده توسط ولیزاده در هجدهم دی 1386 و ساعت 22:15
افسردگي چيست

 

افسردگي چيست ؟

افسردگي اغتشاشي در خلق است كه با درجات متفاوت غمگيني، يأس، تنهايي، نااميدي، شك در مورد خويشتن و احساس گناه مشخص مي شود. اغلب مردم معمولاً در دوره اي از عمر خود احساس افسردگي مي كنند، اما عده اي ديگر اين احساسها را به كرات و به طور عميق و مداوم تجربه مي كنند. در بعضي موارد، افسردگي براي ماهها و يا سالها تداوم مي يابد. مشهورترين حالت افسردگي احساس دلتنگي و دل گرفتگي و يا قرار داشتن در حالت خلقي بد است. اين احساسها معمولاً كوتاه مدت بوده و تاثيرات كم وجزئي بر روي فعاليتهاي معمول روزانه دارند.
در سطح بعدي افسردگي، نشانه ها شدت يافته و براي دوره اي طولاني تر تداوم مي يابد. فعاليت هاي روزمره ممكن است به شدت سخت شوند...  اما هنوزشخص قادر به مقابله با آنهاست. بهر حال، در اين حالت، احساسهاي نااميدي شايد آنقدر شديد شوند كه خودكشي به عنوان تنها راه حل به نظر برسد. كسي كه افسردگي را تجربه مي كند، ممكن است نوسانات شديدي را در خلق تجربه كرده و يا حتي آرزوي كناره گيري كامل از فعاليتهاي معمول روزانه و دنياي بيرون را داشته باشد.

افسردگی بیماری بسیار شایع عصر ماست. و در تمامی جهان روندی فزاینده دارد. این در حالی است كه حدود نیمی از مبتلایان به افسردگی یا از بیماری خود بی خبرند یا بیماری آنها چیزی دیگر تشخیص داده شده است.

افسردگی یك بیماری اختصاصی نیست بلكه در تماما سنین و همه نژادها، هم در زنان و هم در مردان ظاهر می شود. افسردگی بیماری ساده ای نیست بلكه انواع گوناگون دارد به طوری كه در بعضی افراد به صورت هایی ظاهر می شود كه ما عموماً آنها را افسردگی نمی شناسیم. افسردگی پس از آنكه درمان شد غالباً باز می گردد.

 

نشانه هاي افسردگي

        افسردگي ممكن است به صورتهاي زير زندگي شخص را تحت تاثير قرار دهد:

  • تغييرات در احساسها و ادراكات ، غم و اندوه پايدار، اظطراب، احساس پوچي.
  • گريه هاي مكرر و يا درقسمت ديگ پيوستار، فقدان پاسخ دهي عاطفي
  • ناتواني از لذت بردن از هر چيزي
  • احساس نااميدي و يا بي ارزشي و بدبيني
  • احساس افراطي گناه و يا خود سرزنشي
  • كاهش سطح انرژي و احساس خستگي
  • احساس شكست- احساس سربار بودن
  • افت اعتماد بنفس - سرزنش مدام خود - نگراني از گذشته و آينده.
  • فقدان ميل جنسي
  • فقدان احساسهاي گرم نسبت به خانواده و دوستان
  • تغييرات در رفتار و نگرش
  • فقدان علاقه نسبت به فعاليتهاي قبلي و كناره گيري از ديگران
  • غفلت از مسئوليت ها و ظاهر شخصي
  • تحريك پذيري. شكايت از چيزهايي كه قبلاً انجام مي گرفتند.
  • بيقراري و بيتابي - زود رنجي و تحريك پذيري- و يا كند شدن حركات و واكنشها- بي تفاوتي
  • نارضايتي كلي از زندگي و احساس تيره بختي
  • كاهش در حافظه، ناتواني در تمركز، بلا تصميمي و آشفتگي
  • كاهش در توانايي مقابله با مسائل روزمره
  • شكايات بدني
  • خستگي مزمن و فقدان نيرو
  • فقدان كامل اشتها، و يا در سوي ديگر، خوردن اجباري
  • بي خوابي، بيداري زود هنگام صبحگاهي، يا خواب افراطي و بدخوابي
  • خارش بدن - تاري ديد -تعريق شديد- خشكي دهان
  • سردردها، پشت دردها و ساير شكايات مشابه بدون دليل
  • مشكلات گوارشي شامل درد معده، تهوع، اشكال در  هضم و تغيير در كاركردهاي روده اي.

       داشتن حداقل پنج علامت یاد شده برای ابتلا به افسردگی كبیر كافی است. ولی علامات مرضی افسرده بودن خلق و خوي در بيشتر روزها و يا تقريباً هر رزو و كاهش آشكار علاقه يا ميل به هر نوع فعاليت زندگي باید جزء آن علامت باشند. افسردگی نمی تواند واكنش معمولی مرگ یك عزیز باشد. همه افراد مبتلا به افسردگی تمام علامات مرضی این بیماری را ندارند و شدت علامات مرضی در افراد مختلف متفاوت است.

 

علل افسردگي

علت دقیق افسردگى كاملاً شناخته شده نیست اما براساس شواهد به دست آمده مى توان چندین عامل را برشمرد:

1- وراثت

افرادى كه یكى از بستگان نزدیك آنها مبتلا به افسردگى اصلى یا  اختلال خلقى  دوگانه (دوقطبى) باشند دو برابر دیگران در معرض ابتلا به افسردگى  قرار دارند.

2- ساختار بیوشیمیایى

هر انسانى ساختار شیمیایى منحصر به فرد دارد. ابتلا یا عدم ابتلا به افسردگى، به میزان مواد شیمیایى مغز او و این كه این مواد شیمیایى چگونه با سیستم عصب مركزى در تعامل است، بستگى دارد. ساختار بیوشیمیایى هر فرد یك عمل تعادل ساز پیچیده است. اگر یكى از مواد شیمیایى به درستى كار نكند كل تعادل و توازن به هم خواهد خورد.

مغز فرمانده بدن است. همانطور كه پیام هاى صادره از مغز (به شكل جریان الكتریكى) حركات ما را كنترل مى كند پیام هاى دیگر عواطف و احساسات ما را كنترل مى كنند. سلول هاى عصبى اصلى ترین واحد هاى مغز هستند. این سلول هاى عصبى به وسیله فواصلى كه سیناپس نامیده مى شوند از هم جدا مى گردند. مواد شیمیایى موسوم به ناقلان عصبى (NEURO TRANSMITTER) پیام ها یا علایم صادره از مغز را از بین این سیناپس ها عبور داده به سلول هاى عصبى مختلف مى رساند.

اگر در یك ناقل عصبى نقص یا عدم توازن و تعادل وجود داشته باشد اختلالات گوناگون ممكن است رخ دهد.

ناقل هاى عصبى سروتونین، دوپامین و نورپین فراین پیام رسان هاى شیمیایى هستند كه گفته مى شود، مسئول كنترل عواطف و روحیه هستند. مخصوصاً سروتونین كه در افسردگى نقش دارد. اعتقاد بر این است كه وجود هرگونه نقصى در سروتونین یا اختلال در شیوه عمل آن اثرات منفى عمیقى در روحیه و عواطف شخص بر جاى مى گذارد.

3- ساختار روان شناختى

گفته مى شود كه ویژگى هاى اصلى شخصیت یك فرد اغلب در سال هاى اولیه كودكى وى مشخص مى شود. یكى از این عوامل مشخص كننده محیط زندگى فرد است. هر آنچه كه در دوران كودكى در زندگى ما رخ مى دهد به هنگام بزرگسالى اثرات ریشه اى و عمیقى در نگرش و رفتار ما دارد مثلاً مورد بى مهرى و عدم توجه قرار گرفتن، منع شدن از چیزى، یا مورد سوء استفاده جنسى قرار گرفتن در دوران كودكى مى تواند بعدها در نوع نگرش فرد به جهان تأثیر بگذارد.

محرومیت اجتماعى مانند زندگى در خانه هاى پرجمعیت، و كمبود روابط گرم با شخص قابل اعتماد مى تواند در طول زندگى بر روابط فرد با دیگران تأثیر بگذارد. استرس آغازگر افسردگی است. استرس های موجد افسردگی، رویدادهای بزرگ ناخواسته زندگی اند؛ مثل مرگ یك عزیز، نه رویدادهای جزیی مثل ترافیك شلوغ سرشب در شهر كه همواره با آن روبرو هستیم.

استرس های زندگی را بر اساس شدت تاثیر درجه بندی كرده اند. مرگ همسر را 100، طلاق را  75 ،  بیماری شخصی را 53 ، ازدواج را 50 ، آبستنی را 39 ، تغییر مسئولیت كار را 29 ، موفقیت چشمگیر را 28 ، تغییر اوضاع زندگی را 25 ، مشكل  داشتن با كارفرما را 23 ، تغییر فعالیت اجتماعی را 18 ارزیابی كرده اند.

چنان كه در این مقیاس دیده می شود استرس های خوشایند هم می توانند از عوامل افسردگی باشند. ازدواج و آشتی بعد از جدایی، تنها عوامل استرس زا نیستند بلكه كسب موفقیت چشمگیر، با آن كه بسیار خوشایند است، استرس زا است.

4- حوادث زندگى پراسترس

واكنش فرد نسبت به عوامل خارجى نیز مى تواند بر میزان مواد شیمیایى مغز و كیفیت عمل آنها تأثیر گذاشته و نهایتاً بر روحیه و عواطف شخص تأثیر بگذارد. یك حادثه مى تواند فرد را مبتلا به افسردگى سازد. (به ویژه آن كه فردى قبلاً در اثر عوامل دیگر در خطر افسردگى بوده باشد) این حوادث عبارت اند از 1- بیمارى طولانى مدت 2- بیمارى یا مرگ فرد مورد علاقه 3- طلاق  4- پایان دادن به یك رابطه نزدیك و صمیمى 5- رفتن به یك خانه جدید 6- مشكلات مالى یا ادارى.

5- نوسان میزان هورمون ها

در زنان نوسان میزان هورمون ها مى تواند باعث افسردگى شود. این حالات عبارت اند از سندرم پیش از قاعدگى- تقریباً 3 تا 8 درصد زنان یك هفته یا چند روز قبل از قاعدگى تحت تأثیر این سندرم قرار مى گیرند. از نشانه هاى این حالت روحیه افسرده، نوسان روحى، اوقات تلخى، تشویش و اضطراب  است.

6- افسردگى پس از باردارى (زایمان)

این نوع افسردگى با نوسان هورمون ها پس از حاملگى ارتباط مستقیم دارد، اما عوامل اجتماعى نیز ممكن است در آن نقش داشته باشد. مثلاً یك زن شاغل كه مجبور است به طور ناگهانی به دور از محل كار خود در منزل بماند و روز را به تنهایى و با كودك خود سپرى كند ممكن است احساس افسردگى و انزوا به وى دست بدهد.

7- افسردگى ورود به يك مرحله جديد از زندگي مثل یائسگی‌ یا بازنشستگی‌

ممكن است زنان در این دوران به علت آنكه قدرت تولید مثل خود را دست داده اند دچار اندوه شوند و از طرف دیگر ممكن است رفتن فرزندان بزرگسال از خانه، مادر را دچار افسردگى كند.

8- بیماریها 

 ابتلا به یک بیماری مزمن، مثل بیماری قلبی، سکته مغزی، دیابت، مشكلات عروقي ، سرطان یا آلزایمر باعث می شود که فرد در خطر بیشتری برای افسردگی قرار بگیرد. مطالعات یک ارتباط ثابت نشده بین افسردگی و بیماری قلبی را نشان می دهد. افسردگی در بسیاری افرادی که حمله قلبی داشته اند اتفاق می افتد.

9- عوامل دیگر

عوامل دیگرى كه ممكن است منجر به افسردگى شوند عبارت اند از:1- مصرف مواد مخدر و الكل 2- استفاده از برخى داروها مانند استروئید یا داروهاى مربوط به فشارخون 3- بیمارى هاى خاص مانند پركارى غده تیروئید ، ديابت یا مشكلات عروقى 4- تحلیل انرژى، از دست دادن انرژى ذهنى و جسمى كه معمولاً ناشى از كار طولانى مدت و یا تعهداتى است كه فرد بر روى دوش خود احساس مى كند.

 

عوامل تشدید کننده بیماری

  • عصبانیت‌ یا احساس‌ دیگری‌ که‌ فرو خورده‌ شده‌ باشد.
  • داشتن‌ شخصیتی‌ وسواسی‌، منظم‌ و جدی‌، تکامل‌گرا، یا شدیداً وابسته‌
  • سابقه‌ خانوادگی‌ افسردگی‌
  • شکست‌ در کار، ازدواج‌، یا روابط‌ با دیگران‌
  • از دست‌ دادن‌ یک‌ چیز مهم‌ شغل‌، خانه‌، سرمایه‌
  • تغییر شغل‌ یا نقل‌ مکان‌ به‌ یک‌ جای‌ جدید
  • انجام‌ بعضی‌ از اعمال‌ جراحی‌ مثل‌ برداشتن‌ پستان‌ به‌ علت‌ سرطان‌

 

عوامل زیر خطر بازگشت افسردگی را افزایش می دهند

  • اگر نخستین افسردگی پیش از بیست سالگی رخ داده باشد و سابقه خانوادگی موجود باشد
  • اگرنخستین افسردگی شدید باشد و دیر به درمان اقدام شده باشد
  • اگر بیماری روانی دیگری نیز وجود داشته باشد
  • اگر فرد نسبت به استرس ها یا دیگر عوامل اجتماعی آسیب پذیرتر باشد
  • اگر فرد از افسردگی قبلی كاملاً  بهبود نیافته باشد
  • اگر افسردگی در اواخر عمر رخ داده باشد

 

عوارض‌ احتمالی‌

خودکشی كه علایم‌ هشداردهنده‌ آن‌ عبارتند از:

ـ گوشه‌گیری‌ از خانواده‌ و دوستان‌

ـ عدم‌ توجه‌ به‌ ظاهر خود

ـ به‌ زبان‌ آوردن‌ این‌ که‌ فرد می‌خواهد «همه‌ چیز را تمام‌ کند» یا اینکه‌ «زیادی‌ است‌ و مزاحم‌ دیگران‌.»

ـ شواهدی‌ از داشتن‌ نقشه‌ برای‌ خودکشی‌ (مثلاً نوشتن‌ وصیت‌نامه‌ یا توجه‌ به‌ یک‌ سلاح‌ قتاله‌)

ـ خوشحالی‌ ناگهانی‌ پس‌ از احساس‌ نومیدی‌ طولانی‌ مدت‌

ـ عدم‌ بهبود افسردگی‌

انواع افسردگي

1- افسردگي اساسي: اين نوع افسردگي اختلال در خلق ميباشد كه معمولا 2 هفته بطول مي انجامد. احساس دلتنگي و حزن مفرط و از دست دادن ميل و لذت از فعاليتهاي دلپذيرو احساس گناه و بي ارزشي از نشانه هاي آن ميباشد. اين نوع افسردگي خطرناك بوده و ميتواند به خود كشي منجر گردد.

2- افسردگي مزمن: شدت علايم آن از افسردگي اساسي كمتر بوده اما دوره آن طولاني و ممكن است و 2 الي 5 سال بطول انجامد. علايم آن معمولا ناتوان كننده نميباشد اما در عملكرد مناسب و احساس خوشايندي فرد تاثير گذار است.

3- اختلال در سازگاري: هرگاه انسان عزيزي را از دست ميدهد، شغلش را از دست داده و يا تغيير ميدهد، و يا آگاه ميگردد كه بيماري لاعلاجي دارد كاملا طبيعي است كه احساس استرس، اندوه و خشم ميكند. اما در نهايت امر افراد خود را با شرايط پديد آمده وفق ميدهند. اما برخي قادر به چنين عملي نميباشند. هنگامي كه واكنش فرد به يك موقعيت و يا حادثه سبب افسردگي در وي ميگردد به آن اختلال در سازگاري ميگويند.

4- اختلال دو قطبي: به تغييرات غير قابل پيش بيني خلق از شيدايي تا افسردگي اختلال دو قطبي ميگويند. در يك زمان فرد رفتار برونگرايي مفرط، پر حرفي، خود بزرگ بين از خود بروز ميدهد و در دوره اي ديگر افسرده ميگردد.

5- افسردگي فصلي: اين نو ع افسردگي معمولا در زمستان شيوع مي يابد. علت آن كاهش تابش نور خورشيد است.اين افسردگي سبب سردرد، تحريك پذيري و كاهش سطح انرژي ميگردد.

 

درمان افسردگی

براساس گزارش " انجمن روان پزشكان آمریكا" 85 در صد مبتلایان به افسردگی تا حد زیادی درمان می شوند. از این گذشته تشخیص به موقع بیماری سبب كاهش مدت و شدت بیماری می شود و با درمان مناسب می توان از بازگشت بیماری پیشگیری كرد یا از شدت آن كاست.

دو نوع درمان متداول برای افسردگی وجود دارد: روان درمانی و دارو درمانی، یعنی استفاده از داروهای ضد افسردگی. مسئله این است كه غالباً افسردگی، غلط تشخیص داده می شود و بیماران عموماً به چهار تا پنج پزشك یا روان پزشك مراجعه می كنند تا یكی از آنها به درستی بیماری را تشخیص دهد و درمان كند. در بعضی موارد تشخیص درست داده می شود ولی داروهای آرامبخش و خواب آور دو برابر میزان نیاز و یا كمتر از مقدار مناسب تجویز می گردد. از این گذشته بسیاری از بیماران گمان می كنند دچار ضعف شده اند و به پزشك مراجعه نمی كنند. در حالات شدید فاقد انرژی و امید به آینده اند.

طول درمان به نوع آن و شدت افسردگی وابسته است. در آزمایش های بالینی 50 تا 60 درصد بیماران ظرف چهار تا شش هفته و گاهی دو تا چهار هفته به درمان پاسخ می دهند، درمان كامل بین چهار تا شش ماه انجام می گیرد.

روان درمانی به عكس دارو درمانی ظرف شش تا هشت هفته بهبود نشان می دهد. ولی برای بهبود كامل تا دوازده هفته طول می كشد. اگر روان درمانی در این مدت سود بخش نبود، دارو درمانی باید آغاز گردد.

 

انواع ديگر درمان افسردگی

چند نوع درمان دیگر غیر از دارو درمانی و روان درمانی افسردگی وجود دارند: درمان با ایجاد تشنج به وسیله الكتریسیته، نور درمانی و درمان های جانشین، درمان با ایجاد تشنج به وسیله الكتریسیته برای بیمارانی تجویز می شود كه به اختلالات شدید خلق و خوی مبتلا هستند.

نور درمانی ، به وسیله نور فلوئورسان با شدت 1000 واحد ( لوكس ) انجام می گردد. درمان های جانشین مثل ورزش منظم، در بیمار اعتماد به نفس ایجاد می كند. از این گذشته سبب افزایش تراز اندورفین در بدن می شود.

اندورفین به بخش هایی از مغز اثر می كند كه دست اندركار ادراك درد و هیجان اند. میزان این ماده در افراد افسرده كمتر از معمول است.

 

چند راهكار مهم عملي براي غلبه بر افسردگي

  1. سعي كنيد افسردگيتان را ريشه يابي كنيد و عامل فشار را كشف كنيد .
  2. براي خود اهداف قابل دسترس تعيين كنيد.
  3. تنها به ميزان معقول و در حد توان خود مسئوليت بعهده بگيريد.
  4. كارها، اهداف و وظايف بزرگ را به بخشهاي كوچك تقسم كنيد.
  5. مديريت زمان و الويت بندي را فراموش نكنيد.
  6. مدتي از وقت خود را با ديگران و يك دوست صميمي سپري كنيد. سعي كنيد فردي را در زندگي بيابيد كه بتوانيد به وي اعتماد كرده و با وي درد دل كنيد حتي اگر كسي براي شنيدن صحبتهاي شما نبود عوامل ناراحت كننده خود را روي كاغذ بنويسيد و كاملاً برونفكني كنيد .
  7. به سرگرميهايي كه علاقه داريد بپردازيد.
  8. ورزش كنيد و فعاليت بدني منظم داشته باشيد.
  9. تا بر طرف شدن آثار افسردگي تصميمات مهم و حياتي خود را به تعويق اندازيد.
  10. به خاطر داشته باشيد كه بهبودي خلق افسرده زمانبر و تدريجي ميباشد انتظار معجزه نداشته باشيد.
  11. از افراد غير حامي و منتقد اجتناب كنيد.
  12. به دوستان و خانواده خود اجازه دهيد در روند بهبودي به شما كمك كنند.
  13. افكار مثبت را جايگزين افكار منفي گردانيد.
  14. به خاطر داشته باشيد كه زندگي بطور ذاتي مبهم و نامشخص بوده و در بسياري از شرايط تنها يك پاسخ واحد مشكل گشا نخواهد بود.زندگي مملو از احتمالات است.
  15.  شما بايد بياموزيد چگونه ميان اموري كه شما مسئول آنها ميباشيد و يا نميباشيد تفاوت قائل گرديد. معمولا افراد كنترلي كه بر شرايط دارند را كمتر و يا بيشتر از آنچه هست بر آورد ميكنند.اموري كه شما مسئوليتي در قبال آن نداريد و يا خارج از كنترل شماست به حال خود بگذاريد.
  16. شما بايد قادر باشيد ميان موقعيتهايي كه ارزش شما بايد بر اساس موفقيتهاي شما تعيين گردند و ديگر موقعيتها تفاوت قائل گرديد.
  17. شما بايد بياموزيد كه چه زمان بايد با احساسات خود ارتباط برقرار كرده و چه زمان از آنها فاصله بگيريد.
  18. شما بايد بياموزيد كه چه هنگام بايد به زمان حال تمركز كنيد و چه هنگام به زمان آينده.
  19. خوشبختي و نيل به شادي در زندگي هدف نامعقولي نيست اما شما بايد ابتدا مفهوم خوشبختي را براي خود معنا كرده و سپس با برنامه ريزي و ايجاد سلسه مراتب و پيروي از آنها به خوشبختي مطلوب خود دست يابيد.
  20. شما بايد قادر باشيد كه ميان احساسات دروني خود و واقعيتهاي عيني تفاوت قائل گرديد.
  21. شما بايد قادر باشيد تا با ديگران رابطه برقرار كنيد.
  22. اعتماد بنفس خود را افزايش دهيد.
  23. وابستگي خود را به دنياي خارج كاهش دهيد.
  24. به خاطر داشته باشيد هيچ فرد ديگر ي جز خود شما مسئول شادي شما نميباشد.
  25. یک‌ رژیم‌ غذایی‌ متعادل‌ و کم‌چرب‌ ، با ميزان قند متعادل داشته‌ باشید.
|+|
نوشته شده توسط ولیزاده در شانزدهم دی 1386 و ساعت 20:48
اضطراب چیست ؟
تعریف اضطراب

اضطراب يك احساس ناراحت كننده و مبهم ترس ، وحشت و يا خطر با منشأ ناشناخته اي است كه در فرد عارض مي شود .  اضطراب مربوط به آينده است . اين نكته رو يادآور مي شم در صورتی که شرايط استرس زا بيش از حد طولانی شود, يا به طور مکرر رخ دهد, يا اين که سيستم عصبی بدن نتواند به مرحله ی مقاومت خاتمه دهد و بدن مدتی طولانی همچنان بسيج باقی بماند بدن در برابر بيماری ها آسيب پذير می شود. آنگاه است که فرد دچار مشکلات روانی نظير اضطراب, افسردگی, خستگی, عصبانيت, وسواس, پيری زودرس و ... و نيز بيماری هايی جسمی همچون سرماخوردگی, آنفولانزا, کم اشتهايی, اختلال در هضم, سردرد, فشار خون بالا, سکته ی قلبی,روماتيسم ، ميگرن و سرطان مي شود .

علایم‌ اضطراب

احساس‌ اینکه‌ یک‌ اتفاق‌ نامطلوب‌ یا زیانبار به‌ زودی‌ رخ‌ خواهد داد، خشک‌ شدن‌ دهان ‌، مشکل‌ در بلع ‌، یا خشونت‌ صدا ، تند شدن‌ تنفس‌ و ضربان‌ قلب ‌، تپش‌ قلب‌ ، حالت‌ لرزش‌ یا پرش‌ عضلات‌ ، ناتوانی‌ جنسی‌ ، انقباض‌ عضلات‌ ، سردرد ، کمردرد ، عرق‌ کردن، تهوع ‌، اسهال ‌، کاهش‌ وزن‌ ، خواب‌آلودگی‌ ، مشکل‌ در تمرکز ، منگی‌ یا غش‌ ، تحریک‌پذیری‌ ، خستگی‌ ، کابوس، مشکل‌ در حافظه.‌  بروز اختلال‌ در روابط‌ اجتماعی‌ و شغلی‌ ، افزایش‌ ناگهانی‌ میزان‌ اضطراب‌ ممکن‌ است‌ موجب‌ بروز حمله‌ هراس‌ و فرار از موقعیت‌ شود، وابستگی‌ به‌ داروها و نامنظمی‌ ضربان‌ قلب‌ از دیگر علائم این بیماری هستند .

 

انواع اضطراب

به طور کلی اضطراب شش نوع دارد که هر کس می تواند به يک يا چند نوع از آن دچار باشد.

١- اختلال اضطراب فراگير يا منتشر

اين حالت در افرادی ديده می شود که به طور مداوم نگران وقوع اتفاقی هستند. موضوع اين نگرانی ها می تواند بسيار متنوع باشد: نگرانی از بيمار شدن فرزندان, نگرانی از مرگ يکی از آشنايان, نگرانی از ته گرفتن غذا, ... اين حالت به مرحله ی مقاومت استرس شباهت دارد و خطر چندانی ندارد. از علايم آن می توان تپش قلب, بی قراری, خستگی, بی خوابی, تنگی نفس, اختلال در تمرکز و حافظه را نام برد.

٢- اختلال هراس

اين افراد دچار حملات اضطرابی ناگهانی می شوند که معمولاً چند دقيقه يا گاهی بيشتر طول می کشد. اين حملات بسيار اتفاقی و طوری رخ می دهند که عامل تحريک کننده ی اصلی مشخص نيست. افراد مبتلا به اين نوع اضطراب اغلب جوان هستند. احساس تنگی و فشردگی در قفسه ی سينه, تپش شديد قلب, عرق کردن, لرزش, گيجی, احساس از دست دادن تعادل, ... از علايم آن هستند ولی اين علايم آنقدر گسترده هستند که افراد فکر می کنند دچار سکته ی قلبی شده اند و می ترسند که بميرند.

٣- ترس های اختصاصی يا ساده

شايع ترين نوع ترس است که طی آن فرد از مواجهه با بعضی موقعيت ها, فعاليت ها يا اشياء اجتناب می کند, مانند بعضی از حيوانات (عنکبوت, موش, مارمولک,...), بلندی, دريا, خون, مرگ, ... هر چيزی می تواند باعث اين نوع اضطراب (که خطر خاصی به دنبال ندارد) بشود. ترس از مکان های بسته و ترس از مکان های باز , که افراد مبتلا به آن از حضور در فضای باز و پر ازدحام و شلوغ و خروج از محيط منزل خودداری می کنند. اين اختلال معمولاً در نوجوانی شروع می شود, ولی سابقه ی آن می تواند به دوران کودکی و تجربه ی اضطراب جدايی در آن زمان برگردد

٤-ترس های اجتماعی

اين نوع ترس در اواخر کودکی يا اوايل نوجوانی شروع می شود و ترس و شرمساری از اشتباه کردن, صحبت کردن, غذا خوردن, سرخ شدن يا لرزش صدا و ... در برابر جمع است و و با خجالت ساده تفاوت دارد. اين حالت اضطراب مانع شناخت افراد جديد می شود و فرد را انزوا و گوشه گيری می کشاند.

5- اختلال وسواس

در اين حالت فرد افکار يا اعمالی را بر خلاف ميل خود تکرار می کند. اين بيماری می تواند به صورت وسواس فکری يا وسواس عملی يا هر دو در فرد ظاهر شود. در وسواس فکری, فرد قادر نيست فکر, احساس يا عقيده ای تکراری و مزاحم را از ذهن خود بيرون کند. افکار وسواسی می توانند بسيار ناراحت کننده, وحشت آور يا وحشيانه باشد. افکار وسواسی می توانند باعث شوند که فرد به سمت عادات وسواسی گرايش پيدا کند, يعنی عمل يا اعمالی را به طور مکرر انجام دهد (وسواس عملی). مانند شستن مکرر دست ها, بالا کشيدن بينی, ... اعمال وسواسی هيچگونه توجيه منطقی ندارند.

6- اختلال استرس پس از سانحه

آن را به نام «سندرم موج انفجار» نيز می شناسند. اين حالت مربوط می شود به حادثه ای (از قبيل جنگ, تصادفات شديد, سوانح طبيعی, ...) که با استرس شديد هيجانی همراه است و شدت آن می تواند به هر کسی آسيب برساند. يک دوم افرادی که دچار چنين استرس شديدی می شوند, علايم مربوط به آن را (مانند خواب های تکراری, خاطراتی مبهم ولی فراگيرنده, از دست رفتن تعادل و پرخاشگری شديد, ...) پس از گذشت حدود سه ماه از دست می دهند. هرچه اقدامات لازم برای درمان زودتر انجام گيرد, احتمال ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه کمتر می شود. در صورتی که اين حالت بيش از چند ماه طول بکشد, احتمال اين که تا آخر عمر با فرد باقی بماند بسيار زياد می شود.


علل‌ بروز اضطراب

به طور کلی علل اضطراب به سه عامل زير بر می گردد:

1- عوامل زيست شناختی و جسمانی: در افراد مضطرب, ميزان بعضی از هورمون های موجود در خون غير عادی است. بنابراين هر آن چه که باعث اختلال در سيستم هورمونی شود, برای بدن خطر محسوب می شود. بارداری, کم کاری يا پر کاری تيروئيد, پايين بودن قند خون, وجود غده ای در غدد فوق کليوی که هورمون اپينفرين توليد می کند و بی نظمی ضربان های قلب از اين عوامل هستند.

2- عوامل محيطی و اجتماعی: عوامل اجتماعی و ارتباطی بسياری باعث به وجود آمدن اضطراب در افراد می شود, مانند مشکلات خانوادگی, احساس جدايی و طرد شدگی, ... از عوامل محيطی می توان تغييرات ناگهانی و غير منتظره را همچون زلزله, بيماری, مرگ يکی از نزديکان, ... نام برد.

3- عوامل ژنتيکی و ارثی: يکی از مهم ترين عوامل اضطراب ژنتيک است و احتمال اضطراب در فرزندان افراد مضطرب بسيار بالا است. البته الگو قرار دادن رفتار پدر و مادر و يادگيری و تکرار کارهای آنان نقش مهمی در اضطراب فرزندان دارد (عامل اجتماعی), ولی تحقيقات و بررسی های انجام شده بر روی حيوانات و دو قلو هايی که با هم يا جدا از هم زندگی می کنند و از والدين مضطرب به دنيا آمده اند, نشان می دهند که عوامل ژنتيکی نيز بسيار مؤثر اند. با اين وجود باور نمی رود که ژن به خصوصی در اين مورد نقش داشته باشد, بلکه ترکيب بعضی از ژن ها چنين پيامدی را به دنبال دارد. طبق آخرين تحقيقات به نظر می رسد که عوامل ژنتيکی در بعضی انواع اضطراب مانند اختلال هراس و ترس و وسواس از مکان های باز نقش زيادی دارد.

عوامل جانبي بروز اضطراب :

- در اين قسمت مي توان به تلاش بيش از حد براي كاهش اضطراب ، خستگي و كار زياد و وقوع مجدد موقعيتهاي استرس زا و حتي تكامل طلبي غيرمنطقي و تعيين اهداف دست نيافتني در زندگي نيز اشاره كرد .

- طبق گفته های بعضی از متخصصان, تغذيه ی نادرست نيز در ابتلا به اضطراب نقش دارد. کمبود بعضی از اسيد های آمينه , منيزيم, اسيد فوليک و ويتامين B12, باعث تسريع در ابتلا به آن مي شوند .

 - استفاده از مواد مخدر و دارو های روان گردان

- برخی از ضايعه های مغزی ( که باعث ايجاد علايمی شبيه به علايم اختلال وسواس می شوند.)

 

راه های پيشگيری از اضطراب

برای جلوگيری از اضطراب راه های فراوانی وجود دارند که در افراد گوناگون مختلف اند. از عمومی ترين راه ها می توان موارد زير را مثال زد:

1- رژيم غذايی سالم و استفاده از غذاهای متنوع و حاوی انواع مواد لازم برای بدن به ميزان متعادل در حفظ تعادل بدن نقش اساسی دارد. مصرف غذا های پر چرب و شيرين, مقادير زياد نمک و کافئين و استفاده ی بيش از حد از ويـتامـينهای A، D ,E و K که با ذخيره شدن در بدن می توانند اثرات سمی داشته باشند, باعث به وجود آمدن اختلال در بدن می شوند. نوشيدن حدود دو ليتر آب به طور روزانه ضروری است. عدم پر خوری و حفظ وزن متعادل به سلامت بدن و روح کمک می کند.

2- فعاليت بدنی به طور منظم ورزش کردن به خصوص ورزش کردن به طور منظم يکی از راه های پيشگيری و درمان اضطراب است. پژوهشگران به اين نتيجه رسيده اند که پياده روی تند و سريع به مدت ٤٠ دقيقه ميزان اضطراب را به طور متوسط تا ١٤ درصد کاهش میدهد. به علاوه, ورزش کردن باعث بالا رفتن کارايی دستگاه تنفسی و گردش خون, حفظ تعادل وزن و شادابی فرد می شود. ورزش هايی نيز چون يوگا باعث افزايش آرامش می شوند و در جلوگيری از اضطراب بسيار مفيدند.

3- آرامش ورزی که با معادل انگلیسی relaxation معروفیت بیشتری دارد روشی بسیار عالی برای کنترل اضطراب است. از این روش عمدتا در جریان روان درمانی انواع اضطرابها ، وسواسها و ... استفاده می‌شود. اما افراد می‌توانند با یادگیری این روش بدون قرار گرفتن در جلسات روان درمانی آرامش روزمره خود را تامین کنند. استفاده طولانی مدت از این روش حفظ آرامش روزمره را در زندگی فرد ایجاد می‌کند و موجب می‌شود فرد کنترل بیشتری روی علائم اضطرابی خود داشته باشد. در این روش به فرد آموزش داده می‌شود به انبساط و شل کردن عضلات خود بپردازد. انقباض عضلات یکی از علائم اساسی اضطراب است و احساس چنین علائمی متقابلا شدت اضطراب فرد را افزایش می‌دهد.

4- افراد در حالتهای اضطرابی تنفس درستی ندارند. دم و بازدم آنها معمولا به صورت سطحی انجام می‌پذیرد و خود این شیوه نادرست موجب می‌شود فرد دی‌اکسید کربن خود را بطور کامل تخلیه نکرده و اکسیژن کافی جایگزین آن نکند. به این ترتیب سطح اضطراب معمولا افزایش بیشتری می‌یابد. با استفاده از این روش فرد یاد می‌گیرد تنفس خود را آگاهانه و ارادی انجام دهد.  تنفس بايد به آرامي و با عمق بيشتر انجام پذيرد .

5- در زمانهایی که احساس نگرانی و اضطراب دارید بهتر است به کار و فعالیتی مشغول شوید. ذهن انسان در یک لحظه نمی‌تواند به چند موضوع متفاوت فکر کند. کاری پیدا کنید که برایتان سرگرم کننده باشد و مشغول شوید. این عمل باعث خواهد شد راحت‌تر با افکار اضطراب‌زا مبارزه کنید. در واقع خواهید توانست ذهن خود را از درگیر شدن با افکار منفی منحرف کنید و به کارهای دیگری بپردازید.

6- برنامه ریزی چه در مورد کارهای روزمره زندگی و چه در فعالیتهای تخصصی بسيار مؤثر است . با ایجاد منظم در فعالیتهایتان احساس آرامش را در شما ماندگار می‌کند. شرایط بهم ریخته موجب استرس و نگرانی خواهد شد.

7- افزايش اعتماد به نفس باعث می شود تا بدن بتونه از حداکثر نيروی خود برای مقابله با استرس استفاده کند. به اين ترتيب فرد کمتر دچار مشکل میشود.به موفقیتهای خود فکر کنید، به تواناییهایی که دارید و تلاشهایی که می‌کنید. در خود احساس ارزشمندی بوجود بیاورید. اگر چنین احساسی نداشته باشید اعتماد به نفس کافی نخواهید داشت و این موجب اضطراب شما خواهد شد. انسانهایی که برای خود احترام قائلند واحساس ارزشمندی می‌کنند افرادی هستند با عزت نفس بالا. به این ترتیب اعتماد به نفس بیشتری نیز دارند و کمتر دچار اضطراب و نگرانی می‌شوند. لازم نیست به دنبال تواناییهایی در خود بگردید که دیگران دارند، یا خود را با دیگران مقایسه کنید تا بدانید موفق هستید یا نه. شما تواناییهای منحصر به فردی دارید و در نوع خود بی‌نظیر هستید.

8ـ گوشه نشينی نكنيد و هنگامی که دچار فشار روانی مي شويد اجتماعی باشيد. فرد مضطرب به طور غريزی از صحنه عمل و اجتماع کنارکشيده و به گوشه ها پناه می برند, در حالی که گوشه گيري باعث تشديد استرس می شود. ارتباط با افراد و دوستان به خصوص کودکان که میتوانند فرد را به خنده وادارند, باعث از ياد رفتن نگرانی حتی برای مدتی کوتاه می شود.

9ـ وجود حمايت اجتماعي در زندگي هر فرد باعث میشود تا او در مقابل بحرانهای زندگی برای دفاع از خود سپری داشته باشد که به آن تکيه کند. حمايت اجتماعی، احساس امنيت و اعتماد به نفس افزايش میدهد و فرد را در مقابل استرس و فشار روانی مقاوم تر می سازد.

10ـ انديشيدن به زمان حال و کنار گذاشتن رؤياها و آرزوها برای موقعيت های مناسب تر آرامش ذهنی را افزايش می دهد. همچنين مشغول کردن ذهن به کاری که در حال انجام است و فکر نکردن به زمينه های اضطراب زای آن بسيار مؤثر است.

11- اغلب در جریان اضطراب یک سری افکار منفی در ذهن فرد راه اندازی می‌شوند که نقش مخربی روی ذهن فرد و آرامش او دارند. برای کاهش اضطراب بهتر است فرد به این دسته از افکار خود توجه کند و آنها را شناسایی کند و افکار مناسبی را بجای آنها جایگزین نماید. مثلا فرض کنید فردی نگران یکی از عزیزان خود است که در ساعتی که قرار بود به منزل بیاید زمانی گذشته و او هنوز به خانه مراجعت نکرده است.

12ـ بی اطلاعی از موقعيت فشارآور باعث استرس و اضطراب بيش تری در افراد می شود. کسب آگاهی و اطلاع از شرايط و مواردی فرد که با آن ها مواجه خواهد شد سبب میشود که کمتر دچار نگراني و دلواپسي شود. به طور مثال در جريان گذاشتن بيماران از نحوه ی عمل و درد های پس از آن باعث می شود تا آنان کمتر دچار اضطراب شوند.

13- فرار از چیزی که موجب اضطراب شما می‌شود شاید بطور موقتی شما را از تحمل اضطراب آسوده سازد، ولی راه حل کاملا نامناسبی است که باعث می‌شود ریشه اضطراب در شما باقی بماند و در مراحل بعدی نیز از رویارویی با آن هراس داشته باشید. به این جهت تلاش کنید عاملی را که موجب اضطراب شما می‌شود شناسایی کنید و حتی‌الامکان با آن روبرو شوید. فرض کنید دانش آموزی از ارائه کنفرانس اضطراب دارد و بنابراین همیشه از این فعالیت طفره می‌رود. بهتر است برنامه‌ای برای خود تنظیم کند، کنفرانس دادن را به تنهایی تمرین کند و بعد تلاش کند آن را به گروههای دو ، سه و چند نفره بکشاند. اگر غير از اين باشد اجتناب از کنفرانس دادن برای همیشه به صورت یک نگرانی و ترس و واهمه در او باقی خواهد ماند و در مراحل بعدی تحصیل نیز او را دچار مشکل خواهد ساخت.

14ـ خنده از سالمترين راه های جلوگيری از فشار رواني است. طبق تحقيقات انجام شده, به هنگام خنده جريان خون در مغز افزايش يافته و هورمونی ضد درد (که باعث احساس خوشی و سلامتی در شخص می شود) در مغز آزاد میشود و ميزان هورمونهای استرسزا در خون را پايين میآورد.

15ـ ابراز هيجان بر روي کاغذ متخصصان معتقدند که نوشتن ساده ی هيجانات و احساسات بر روي کاغذ موجب تسکين فشارهای رواني ناشي از رويدادهايی چون از دست دادن شغل، مشکلات خانوادگی و ... میشود .

16- برخی افراد خیلی آرام و راحت به نظر می‌رسند، کارها و فعالیتهای خود را با آرامش بیشتری انجام می‌دهند و کنترل خوبی روی رفتار خود در شرایط اضطراب‌زا دارند. الگوهای رفتاری این افراد با افراد اضطرابی متفاوت است. می‌توان برای کاهش اضطراب رفتار چنین افرادی را به عنوان یک الگو تمرین کرد. آنها چطور حرف می‌زنند؟ چگونه راه می‌روند؟ چگونه نگاه می‌کنند؟ در شرایط اضطراب‌زا چه عکس‌العملی دارند؟ می‌توان با بازی نقش این فرد رفتارهای اضطرابی را در خود کاهش داد.

17-برخی از انواع اضطرابها نیاز به دارو درمانی دارند و لازم است فرد در کنار روشهای دیگر مثل روان درمانی از دارو درمانی نیز استفاده کند. برخی از این داروها برای کاهش مستقیم اضطراب فرد هستند و برخی برای رفع عللی که موجب اضطراب شده‌اند. به این دلیل که برخی افراد وجود مشکلات جسمی دیگر مثل مشکلات تیروئید ، کم خونی و ... موجب اضطراب می‌شود. در این دسته از مشکلات داروهایی برای رفع مشکل جسمی تجویز می‌شود و اضطراب به عنوان علامت ثانویه آن بیماری نیز از بین می‌رود.

18- و در نهايت و مهمتر از همه تغيير نگرش و ديدگاه خود راجع به انسان ، جهان و . . . و تكيه و توكل به خداوند و كسب آرامش از طريق اتصال به ذات احديت

 

|+|
نوشته شده توسط ولیزاده در پانزدهم دی 1386 و ساعت 21:2
اعتماد به نفس

اعتماد به نفس چیست؟  

به میزان علاقه، اطمینان و غروری که نسبت به خود دارید و يا افتخار و احساس خوب از خود اعتماد به نفس می گویند.  

كسي كه به نفس خویش اعتماد دارد اعتماد دیگران را هم بر می انگیزد. همچنين انسانهای دارای اعتماد به نفس تمایل به ریسك كردن دارند و كسانی كه ریسك می كنند اعتماد به نفس را در خود تقویت می كنند.


عوامل مؤثر در كاهش اعتماد به نفس :

1- عوامل بيروني : شرايط محيط خانوادگي و كاري ، مدرسه و اجتماع

محیطی که در آن به دنیا آمده و پرورش یافته اید نیز بسیار روی اعتماد به نفس شما تاثیر دارد. بچه ای که هیچ وقت احساس نکرده است که فردی بخصوص است و از طرف والدین حمایت نمی شده است، با این تفکر رشد خواهد کرد که هیچ کس او را دوست نداشته و برای او ارزشی قائل نیست. در محیط های اجتماعی نيز ممکن است افرادي وجود داشته باشند كه با تمسخر و يا ايرادهاي خود ديگران را تحقیر کنند.محیط کار افراد نیز روی اعتماد به نفسشان تاثیر دارد. اگر کارهای اشخاص مورد تشویق قرار نگیرد و توجهی به آنها نشود و همکاران وجود فرد را نادیده بگیرند، اعتماد به نفس کاهش پیدا خواهد کرد.   

2- عوامل دروني : عوامل ژنتيكي و فيزيولوژيك ، وضعيت رواني؛ وضعيت جسماتي و تنشهاي روحي – عصبي

عوامل ارثي ، اضطرابها ، وسواسها و ترسها ؛ مشكلات جسمي و ناتواني ، نازيبايي و نامرتبي وضعيت ظاهري جزء عوامل دروني كاهش دهنده ي ميزان اعتماد به نفس افراد مي باشد .

 

راه هاي افزايش اعتماد به نفس :

آگاهانه زندگي كردن : بدانيد هدفتان از زندگي چيست و آگاه باشيد چه انتظاراتي از خودتان ، زندگي و آيندتان داريد . در زندگي به ارزش هاي والا تمركز داشته باشيد و نه توجه و تأكيد بر ارزشهاي دون .

مسوليت پذيري : از مسوليت هايي كه به شما محول مي شود شانه خالي نكنيد و سعي كنيد وظايفتان را به بهترين نحو انجام داده و به نتيجه برسانيد .

خود پذيري : به خودتان اعتماد داشته باشيد و مطمئن باشيد كه قادر هستيد كارهاي خود را با موفقيت به انجام برسانيد .

قاطعيت داشتن با خود و ديگران و ابراز وجود : در تصميماتي كه براي خود و يا در ارتباط با ديگران مي گيرد مطمئن باشيد و با قاطعيت به اونها عمل كنيد و دچار تزلزل نشيد .

با هدف و برنامه مشخص زندگي كردن : زماني كه هدفتان را در زندگي مشخص كرديد براي آنها برنامه مشخصي داشته باشيد و طبق اصول خودتان و برنامه هايي كه تعيين كرديد جلو برويد .

يكپارچگي و هماهنگي در رفتار و عمل : سعي كنيد به آنچه كه معتقد هستيد و در رفتارهايتان نشان مي دهيد عمل كنيد . تعارض در افكار و اعمال مانع افزايش اعتماد به نفس مي شود .

مشاركت در فعاليت هاي اجتماعي : در فعاليت هاي اجتماعي شركت داشته باشيد و سعي نكنيد فعاليت هاتون در خفا و دور از نظر ديگران باشد . با ديگران تعامل داشته باشيد ، با آنها مصاحبت كنيد و گوشه گيري نكنيد .

عدم مقايسه خود با دیگران : همیشه به یاد داشته باشید که انسانها با هم متفاوت اند.  دلیلی ندارد که همه ما توانایی های یکسانی داشته باشیم و کارهای مشابهی انجام دهیم. اگر سعی کنید که خود را با هر کسی که سر راهتان قرار می گیرد مقایسه کنید، خیلی زود از خودتان خسته و دلسرد خواهید شد و دیگر قدرت انجام کاری را نخواهید داشت.   
مقاومت و تلاش در برابر سختي ها و مشكلات : زماني كه افراد با مشكلات زندگي روبرو مي شوند اگر ضعف نشان دهند روز به روز اعتماد به نفس خود را از دست خواهند داد اما مقاومت و پايداري در برابر مشكلات و تلاش براي رفع و يا كاهش سختي ها موجب افزايش اعتماد به نفس در فرد مي شود و روز به روز انگيزه ي تلاش را در وي بالا مي برد .

دست کم نگرفتن خود : سعی کنید که ارزش خود را به عنوان یک انسان کشف کنید. دلیل نمی شود که اگر کسی از شما خوشش نیامد و شما را فرد جالبی تصور نکرد، تصور همه مردم این باشد. اگر کسی از شما خوشش نیامد اصلاً ناراحت نشوید، مشکل خودش است نه شما. چون افراد زیادی هستند که شما را دوست می دارند و برایتان ارزش قائل اند.   

تهيه فهرستی از کارهایی که انجام داده در آنها موفق بوده اید : سعی کنید روی کارهایی که در آن موفق بوده اید متمرکز شوید. اما اگر چنین چیزی در سابقه کاریتان پیدا نکردید اصلاً ناراحت نباشید. شاید پشت این همه ناتوانی لبخندی نهفته باشد و قدرتی باشد که بتواند باعث خنده دیگران شود و یا حتی شاید توانایی در شما وجود داشته باشد که هنوز کشفش نکرده اید. سعی کنید لیستی از کارهای انجام شده تان تهیه کنید. مهم نیست که کوتاه یا بلند باشد. با اینکه حتی ممکن است نتوانید فکرش را بکنید اما همین کارها می تواند اعتماد شما را دوباره به خودتان جلب کند. 

ايجاد مشغوليت هاي كاري و ذهني :سعی کنید تفریحاتی برای خود درست کنید که به آنها علاقه دارید. ممکن است به کتاب خواندن علاقه مند باشید، یا به باشگاه بروید یا هر کار دیگری...هر چه زمان بیشتری به انجام کارهای مورد علاقه تان اختصاص دهید، کمتر وقت برای سرزنش خود و متاسف شدن برای خودتان خواهید گذاشت. اما مسئله مهم تر این است که این کار باعث می شود که شما احساس مفید بودن کنید و این به شما هدف می دهد.   

همنشيني و مراوده با افراد مثبت انديش و مثبت نگر :گاهی اوقات بودن در جمع افرادی که از خودتان هم دلسردتر و افسرده تر هستند، بیشتر به ضررتان خواهد بود. حتی اگر تنها باشید بیشتر به نفعتان خواهد بود تا با آنها. به جای چنین افرادی سعی کنید با افرادی مراوده کنید که می توانند شما را شاد کنند. اگر دور و اطرافتان را از دوستان نزدیک و خانواده پر کنید که شما را قبول دارند، می تواند سبب شود که شما هم خودتان را قبول داشته باشید.   

واقع بين بودن : نسبت به مسائل خود ، اجتماع و مسائل پيرامونتان واقع بين باشيد و بعضي از مشكلات لاينحل را بپذيريد و سعي دركمرنگ تر كردن اثرات منفي آن مشكلات داشته باشيد و بدانيد كه تمام افراد با چنين مشكلاتي روبرو هستند و تنها شما نيستيد كه با آنها روبرو مي شويد .

محبت به ديگران : وقتي كه به ديگران محبت مي كنيد و احتياجات مادي ومعنوي آنها را برطرف مي كنيد هم احساس رضايت از خود به شما دست مي دهد و هم رضايت و تشكر آنها باعث افزايش اعتماد به نفس شما مي شود . پس تا جايي كه ممكن است به ديگران محبت كنيد تا از موهبت محبت هاي كلامي وعملي آنها نيز برخوردار شويد .

 

آثار اعتماد به نفس:

شكوفايي استعدادها ، افزايش عزت و سربلندي ، تكامل و پيشرفت ، افزايش اراده

  

چند توصيه راجع به اعتماد به نفس :

1-    همه چیز از شما شروع می شود. ارزش و احترام خود را بدانید و به وجود خود افتخار كنید.

2- هر فردی جدا از ظاهر و موجودیت واقعی اش ، از توانایی های بالقوه و استعدادهای نهانی فراوانی برخوردار است كه با برخورداری از اعتماد به نفس می تواند آنها را بارور و شكوفا سازد .

3- شما می توانید به  انسانی كامل و واقعی تبدیل شوید ، فقط باید به خود كمك كنید تا استعدادهای نهانی خود را از قوه به فعل در آورید.

4-  سعی نكنید پیوستگی شما به دیگران موجب تقلید كوركورانه شما از آنها بشود و استقلال و اعتماد به  نفس خود را از دست بدهید .

5-    انسان همان است كه خود باور می كند .

6- بزرگ ترین و حیاتی ترین ویژگی یك انسان ، اعتماد به نفس است .

7- از این نكته آگاه باشید كه برخورداری از اعتماد به نفس، تمامی نقص های  جسمانی را جبران می كند.

8- سعادت و آسایشِ هر كس در اختیار خود اوست. از قبول مسئولیت نهراسید، پذیرش مسئولیت نشانه شخصیت شماست.

9- اظهارنظركردن و سخن گفتن درجمع مانند ویتامینی است كه در ساختمان اعتماد به نفس شما نقش حیاتی ایفا می كند.

10- بهترین دستور زندگی این است كه انسان اعتماد به نفس داشته باشد و در پرتو سعی و جدیت به مقام و منزلتی برسد.

11- تمام وعده و وعیدهای دنیا فریبی بیش نیست و بهترین دستور زندگانی این است كه اعتماد به نفس داشته باشی و در پرتو سعی و مجاهدت خود به مقامی برسی.

12- كسی كه به خود اطمینان دارد به تعریف كسی احتیاج ندارد.

13- هیچ چیز بیش از نیروی درونی و بیش از اعتماد به نفس ، شخص را قوی و نیرومند نگه نمی دارد. وقتی كه این قوت باطنی متزلزل شود، یك باره قوای بدنی شخص فرو می ریزد و او را از پای در می آورد.

14- اعتماد به نفس شرط موفقیت است.

|+|
نوشته شده توسط ولیزاده در پانزدهم دی 1386 و ساعت 20:54
استرس چیست ؟

 

استرس چیست ؟

استرس حالتی است که فرد در برابر فشارهای بیرونی یا درونیش از خودش نشون می ده . استرس واکنشی طبیعی هست که افراد در برابر فشارهای عاطفی و جسمی و محیطی از خودش نشون می ده . می شه گفت استرس تا حد کمی لازمه زندگی هر فردی است که باعث پیشرفت انسان در زندگی و چاره جویی برای حل مشکلاتش می شه .

مکانیسم استرس سه مرحله دارد :

١ -  مرحلۀ هشدار و آماده باش که در طی آن موجود زنده خطری را تشخیص داده و در نتیجۀ آن سیستم عصبی اش فعال و ضربان قلب و تنفسش شدیدتر می گردند، همچنین فعالیت دستگاه گوارشی وی و جریان خون در این دستگاه کاهش یافته و این امر موجب انتقال خون بیشتر به ماهیچه های حرکتی و  افزایش میزان چربی خون و قدرت چسبندگی آن می گردد. مردمک چشم بازتر شده و احساس ترس در موجود زنده افزایش می یابد.

۲ – مرحلۀ دفاع، مبارزه یا فرار که در طی آن شیوۀ رفتار و برخورد موجود زنده با مشکل آشکار می گردد. این رفتارخود را به یکی از دو صورت زیر نمایان می سازد :

الف : مبارزه با مشکل

ب : اجتناب و دوری از مشکل یا انطباق با آن

٣ – مرحلۀ بازگشت به حالت طبیعی و اولیه که در جریان آن ، موجود زنده از نظر جسمی، روحی و روانی مجددا به حالت پیش از مرحلۀ

هشدار و آماده باش بازمی گردد. ویا مرحله فرسودگی بدین معنی است که انرژی بدن تمام و تا حد زیادی در برابر بیماری‌ها و بد کار کردن اعضایش آسیب‌پذیر شده و ممکن است اضطراب, افسردگی, خستگی, عصبانيت, وسواس, پيری زودرس و سرماخوردگی, کم اشتهايی, اختلال در هضم, سردرد, فشار خون بالا, سکته ِ قلبی, روماتيسم, ميگرن و آنفلوآنزا ... آغاز به تظاهر کند.

 

علل استرس

1- مشکلات و بیماری های جسمی ، روحی و عاطفی :

بیماری‌ها و اختلالاتی که استرس ایجاد می‌کند یا آن را تشدید می‌‌نماید، بسیارند مثل : دهانی مثل زخم دهان، تورم گلو، سرماخوردگی، آنفلوآنزا و... گوارشی مثل تهوع، اسهال، کم شدن اشتها، اختلال هضم، سوزش معده، ورم معده، زخم معده، اختلال روده، یبوست و... عضلانی و مفاصل مثل درد عضلات پشت و شانه، کتف و کمر، مفاصل، سردرد، ضایعات مفصلی، روماتیسم و... قلبی، عروقی مثل درد ناحیه قلب، بالا رفتن ضربان، فشار خون بالا و سختی رگها، سکته قلبی... ریوی مثل آسم، سرفه و... پوستی مثل خارش و اگزما، ریزش مو، تاسی، کچلی موضعی، اختلالات پوستی و... تناسلی مثل تکرر ادرار، اختلال قاعدگی، ناتوانی جنسی و... اختلالات روانی مثل انواع اختلالات سوماتوفرم، روان‌تنی، اضطراب، افسردگی، وسواس، سوء ظن و بدگمانی و... غددی و متابولیسمی مثل پرکاری و کم کاری تیروئید، مسمومیت تیروئید، بیماری قند، رسوب چربی و حتی بیماریهای دشواردرمانی مانند سرطان می‌تواند در اثر زمینه سازیهای استرس و فشار روحی باشد.

2- عوامل فردی:

هر یک از ما نقشهایی ایفا می‌‌کنیم، مثل نقش پدر، همسر، رئیس، مرئوس، همکار، شهروند و... ایفای هر نقشی رفتارهای خاص خود را می‌‌طلبد و انتظاراتی را پدید می‌‌آورد، گاهی بین این نقشها تضادهایی وجود دارد که ما را متحمل می‌کند. گاهی مشخص نبودن نقش باعث فشار می‌شود، مثلاً کاری که باید انجام دهیم، مشخص نیست و رئیس به دلیل انجام نگرفتن کار از ما عصبانی است. گاهی تعداد نقشهایی که باید ایفا کنیم، زیاد و از توان ما خارج است. مسؤولیت زیاد نیز خودش فشارزا است. یکی دیگر از عوامل فردی سن فرد است. افراد مسن به دلیل تجربه بیشتر فشار کمتری متحمل می‌شوند. عامل دیگر جنسیت است. خانمها نسبت به آقایان از صبر و شکیبایی بیشتری برخوردارند و تحمل بیشتری در برابر فشار دارند. رژیم غذایی نیز در تحمل ما نسبت به استرس تأثیر دارد. بعضی از غذاها به آرامش ما و در نتیجه به تحمل ما در برابر استرس کمک می کند .

 3- عوامل گروهی:

اولین عامل گروهی وجود یا عدم وجود نیازهای مشترک است. هرچقدر نیازهای یک گروه مشترک و با هم نزدیک تر باشد، فشار کمتری متحمل می‌شود. عامل دوم انسجام در گروه است، اختلاف در داخل گروه و بین افراد با یکدیگر فشار زیادی بر افراد وارد می‌‌آورد. مشخص نبودن و خوب تعریف نشدن نقشها در داخل گروه عامل دیگری است که هرچقدر نقشها در داخل گروه نامشخص تر باشد، فشار بیشتری بر فرد وارد خواهد آمد.

4- عوامل سازمانی

نوع کار، نقشی که افراد باید ایفا کنند، خواسته‌های همکاران، ساختار سازمانی، مدیریت یا رهبری در میزان فشار وارده بر فرد دخیل اند. جو حاکم بر سازمان و فرهنگ سازمان نیز با استرس رابطه دارد، اگر جو حاکم بر سازمانی مثبت باشد، افراد پرتلاش، کاری و مسؤولیت‌پذیر و خلاق فشار کمتری احساس می‌کنند. عامل دیگر نحوه تقسیم وظایف و شرح وظایف در سطح سازمان است که وظایف باید شفاف و مشخص بوده و قوانین دست و پاگیر نباشد، همچنان که اگر سبک مدیر با سلیقه کارکنان مطابقت نداشته باشد، کارمندان استرس بیشتری را متحمل می‌شوند. حجم کم کار، حجم زیاد کار، شیفت کاری، حوادث محیط کار، شرایط نامساعد محیط کار (مثل سر و صدا، حرارت، گرد و غبار، مواد شیمیایی،...) احساس عدم امنیت شغلی، عدم توزیع عادلانه امکانات، اختلاف همکاران، کار در شرایط تنهایی، به چالش نگرفتن استعدادهای فرد، ارتقای بی ضابطه، تصاحب پستها توسط افراد بیرون سازمان همه فشارزا هستند.

5- عوامل فراسازمانی :

بعضی از عوامل فشار به خانواده و اجتماعی که در آن زندگی می‌‌کنیم، بر می‌گردد: نامطمئن بودن وضع اقتصادی، نامطمئن بودن وضع سیاسی، بی ثباتی و ناکارآمدی قوانین، نامطمئن بودن تکنولوژی، مشکلات مالی واقتصادی، مشکلات خانوادگی، تحصیل فرزندان، محل سکونت همه می‌تواند در میزان فشاری که تحمل می‌‌کنیم، نقش داشته باشد. حمایتهای خانوادگی وفامیلی نیز درتحمل افراد در برابر فشارها نقش دارند. مسائل سیاسی اقتصادی نیز باعث ایجاد فشار می‌شود. رکودهای کوتاه مدت هم موجب افزایش تنش می‌شود، هنگامی که سیستم‌های اقتصادی به قهقرا می‌‌روند، سازمانها از نیروی کار خود می‌‌کاهند، اضافه کاری کاهش می‌‌یابد، تعدادی از کارکنان منتظر خدمات می‌‌مانند، حقوقها کاهش می‌‌یابد، هفته‌های کاری کوتاه می‌گردد واز این قبیل مسائل که فشار زا هستند.

نشانه های استرس :

تنفر فرد از آدمها و وضعیت فعلی خود ، احساس گناه و افسردگی ، کم حوصلگی ، بدخلقی ، احساس خستگی مفرط و مداوم ، اختلالات گوارشی و خواب ، تغییر ضربان قلب ، سردرد و دل درد ، بی اشتهایی ، خشکی دهان ، لرزش بدن و تغییر دمای آن ، کاهش تمرکز و توجه ، خنده و گریه بی دلیل ، منفی نگری ، سرزنش دیگران به جای ریشه یابی مسائل ، از بین رفتن چیزهایی که قبلاً جذابیت داشته ، تمایل به تنهایی

 

چند راه حل برای مقابله با استرس

1-      تهیه فهرستی از چیزهایی که در شما ایجاد تنش می کند .

2-      مشخص کردن مواردی از لیست که می توانید آنها را کنترل کنید و سعی در رفع موارد قابل کنترل و یا کاهش آن . ( بسیاری از موارد محیطی را نمی توانید تحت کنترل خود در آورید )

3-      خودتان را به انجام کارهایی که در توانتان نیست مجبور نکنید . محدویت ها و ضعف های خود را بشناسید

4-      یاد بگیرید كه برنامه ریزی كنید.

5-      حتماً مشکلاتتان را با یک فرد مطمئن بازگو کنید .

6-      شخصی مثبت ، سازنده ومفید باشید و افکار مثبت داشته باشید و منفی بافی را کنار بگذارید

7-      گذشت داشته باشید و دیگران وعقاید آنها را تحمل كنید.

8-      واقعیت ها رو بپذیرید و قدرت خود را در مقابله با مشکلات افزایش دهید .

9-      از رقابت ها و چشم و هم چشمی های بیجا و غیر ضروری پرهیز كنید.

10-   در زندگی بازی ، تفریح و سرگرمی داشته باشید .

11-   تمرینات ورزشی سبک و متناسب با شرایط جسمی تان را انجام دهید .

12-   به میزان کافی و منظم غذا بخورید .

13-   از مصرف بیش از حد چای و قهوه و مواد کافئین دار بپرهیزید .

14-   به میزان کافی استراحت داشته باشید و بخوابید .

15-   تمرینات تنفس عمیق را انجام دهید : دراز کشیدن روی یک سطح صاف سپس قرار دادن یک دست روی سینه و دست دیگر در قسمت بالای ناف ، تنفس عمیق به گونه ای که شکم بالا بیاید و نگه داشتن اکسیژن به مدت یک ثانیه و سپس بیرون دادن هوا به آهستگی به گونه ای که شکم یواش یواش به پایین بازگردد .

 

چند نکته در رابطه با استرس

1ـ بدن انسان در مقابله با استرس از الگوی مشخصی پیروی و فرایند عصبی شیمیایی، معینی را طی می‌کند. رویدادهای هیجان آور خوشایند همان اندازه واکنش در بدن به وجود می‌‌آورند که رویدادهای ناخوشایند می‌توانند ایجاد کنند، یک خبر بسیار هیجان آور، همان اندازه استرس ایجاد می‌کند که یک خبر بد ایجاد می‌کند.

2ـ استرس‌های شدید و طولانی در همه حال باعث از پا درآمدن فرد نمی‌شوند و افراد در بعضی موارد می‌توانند با عوامل استرس زا سازگار شوند نمونه آن خو گرفتن افراد در شرایط سخت و طاقت فرسا مثل دوران اسارت یا خو گرفتن به کاری سخت و طاقت فرسا مثل شغل آتشکاری در ذوب آهن است.(البته این افراد با وجود سازگاری با شرایط استرس زا نمی‌توانند از آثار زیان بار آن صد در صد مصون بمانند و بعد از مدتی دچار ناراحتی‌های روحی ـ عاطفی و پیری زودرس می‌شود.)

3ـ بدن ما وقتی چیزی را تنیدگی تلقی کرده و به آن واکنش نشان می‌‌دهد که ذهن ما به آن مارک استرس زده و در واقع پیشتر آن را شناخته باشد.

4- نوع پاسخ افراد به استرس نیز به ویژگیهای شخصیتی، مسائل فرهنگی، شرایط زندگی و تجربه‌های افراد بر می‌گردد.

|+|
نوشته شده توسط ولیزاده در یکم آذر 1386 و ساعت 14:13
اوتیسم چیست ؟
اوتیسم ( Autism ) نوعی اختلال رشدی است كه با رفتارهای ارتباطی ، كلامی غیر طبیعی مشخص می شود . علائم این اختلال در سال های اول عمر بروز می كندو علت اصلی آن ناشناخته است. این اختلال در پسران شایع تر از دختران است. وضعیت اقتصادی ، اجتماعی ، سبك زندگی و سطح تحصیلات والدین نقشی در بروز اوتیسم ندارد. این اختلال بر رشد طبیعی مغز در حیطه تعاملات اجتماعی و مهارت های ارتباطی تأثیر می گذارد. كودكان و بزرگسالان مبتلا به اوتیسم در ارتباطات كلامی و غیر كلامی ، تعاملات اجتماعی و فعالیت های مربوط به بازی، مشكل دارند. این اختلال ارتباط با دیگران و دنیای خارج را برای آنان دشوار می سازد . در بعضی موارد رفتارهای خود آزارانه و پرخاشگری  نیز دیده می شود. در این افراد حركات تكراری ( دست زدن ، پریدن ) پاسخ های غیر معمول به افراد ، دلبستگی به اشیا و یا مقاومت در مقابل تغییر نیز دیده می شود و ممكن است در حواس پنجگانه ( بینایی ، شنوایی ، لامسه ، بویایی و چشایی )  نیز حساسیت های غیر معمول نشان دهند. هسته مركزی اختلال در اوتیسم ، اختلال در ارتباط است.
50 % از كودكان اوتیستیك قادر نیستند از زبان به عنوان وسیله اصلی برقراری ارتباط با سایرین استفاده نمایند. عدم به كار بردن ضمیر "من"  از ویژگی های كلامی این كودكان است. از مسائل دیگر تكلمی، تكرار كلمات و جملات اطرافیان است.

انواع اختلالات نافذ رشد چیست؟
چندین اختلال در زیر گروه اختلالات نافذ رشد وجود دارد. در اختلالات نافذ رشد آسیب شدید در چندین حوزه رشدی وجود دارد. افرادی كه در طبقه بندی اختلالات نافذ رشد قرار می گیرند در برقراری ارتباط اجتماعی دچار مشكل هستند ولی شدت آن متفاوت است.
نكات عمده ای كه تفاوت میان اختلالات را بیان می كنند عبارت اند از :

اختلال اوتیستیك: ارتباط ، تعامل اجتماعی و بازی تخیلی به طور مشخص آسیب دیده است. علائق ، فعالیت ها و رفتارهای تكراری دیده می شود . اختلال در سه سال اول زندگی شروع می شود.
اختلال آسپرگر : با آسیب در تعاملات اجتماعی و وجود فعالیت ها و علائق محدود مشخص می گردد . علائم بالینی كلی كه نشان دهنده تأخیر در زبان باشد وجود ندارد یعنی در حقیقت مبتلایان مشكلات تكلمی كمتری دارند. هوش طبیعی و یا بالاتر از طبیعی است.
اختلال رت: اختلال پیش رونده ای است كه فقط در دختران دیده می شود. ابتدا مراحل رشد طبیعی است ولی بعد مهارت های به دست آمده قبلی و استفاده هدف دار از دست ها را از دست می دهند و به جای آن حركات تكرار شونده دست ایجاد می شود كه بین سنین1-4 سالگی شروع می شود.
اختلال فرو پاشنده دوران كودكی : رشد حداقل در دو سال اول زندگی طبیعی است . از دست دادن جدی مهارت هایی كه قبلاً داشته است مشاهده می شود.
اختلال نافذ رشد غیر اختصاصی: به تنهایی علائم مشخص هیچیك از اختلالات بالا را ندارد و نمی توان آنرا جزو یكی از طبقه بندی های فوق الذكر جای داد.

علت اوتیسم چیست؟
اوتیسم یك ناتوانی طولانی مدت است كه منجر به اختلال عملكرد عصبی – روانی در فرد می شود. گر چه به نظر می رسد كه اوتیسم عارضه نادری است اما اطلاعات اخیر گویای آن است كه شیوع اوتیسم حتی تا20 مورد در هر10000 تولد زنده می رسد. اوتیسم در پسران3 - 4 برابر بیشتر از دختران دیده می شود. اگر چه علت اصلی آن كاملاً شناخته شده نیست، اما در سال های اخیر تحقیقات و مطالعات بسیاری در این زمینه صورت گرفته است.تحقیقات تأكید زیادی بر منشاء زیست شناختی و عصب شناختی در مغز دارد . در بسیاری از خانواده ها سابقه اوتیسم و یا اختلالات مربوط به آن وجود داشته است كه ریشه ژنتیك را مطرح می كند اگر چه تا به حال ژن خاصی كه مربوط به اوتیسم باشد شناخته نشده است .  پژوهشگران در مورد نقش ژنتیك در علت شناسی اوتیسم اختلاف نظر دارند و عده ای از آنها تركیب چندین ژن را به عنوان علت اختلال مطرح می كنند . چندین نظریه درباره اوتیسم مطرح شده كه هیچیك به طور دقیق اثبات نشده است.
اوتیسم یك بیماری روانی نیست؛كودكان مبتلا به اوتیسم كودكان سركشی نیستند كه خود رفتارهایشان را انتخاب كرده باشند. اوتیسم به دلیل داشتن والدین بد ایجاد نمی گردد، به علاوه هیچ عامل روان شناختی خاصی در خصوص تأخیر رشد كودك شناخته نشده است.

علائم اوتیسم چیست ؟
افراد مبتلا به اوتیسم معمولاً حداقل نصف علائمی را كه در زیر عنوان شده است نشان می دهند . این نشانه ها از خفیف تا شدید متغیر هستند . در موقعیت های كاملاً متفاوت،  رفتارهایی كه با سن كودك تطابق ندارد مشاهده می گردد.

·       اصرار به یكسانی داشته و در مقابل تغییر مقاوم هستند.
·       مشكلات شدید تكلمی دارند.
·       در بیان نیازها مشكل دارند و از اشارات و حركات به جای كلمات استفاده می كنند.
·       اغلب از ضمایر استفاده معكوس می كنند ، به جای استفاده از " من"  از " تو" استفاده می كنند .
·       كلمات و یا جملات دیگران را تكرار می كنند.
·       خنده و گریه بی دلیل دارند و یا بدون علت مشخص نگران و مضطرب می شوند.
·       قشقرق به پا می كنند و به دلایلی كه برای دیگران آشكار نیست شدیداً پریشان می شوند.
·       قادر نیستند با دیگران رابطه برقرار كنند.
·       دوست ندارند در آغوش گرفته شوند و یا دیگران را در بغل گیرند.
·       تماس چشمی ندارند یا تماس چشمی آنها اندك است.
·       به روش آموزش معمول پاسخ نمی دهند.
·       با اسباب بازی، درست بازی نمی كنند.
·       چرخیدن و تاب خوردن را خیلی دوست دارند.
·       احساس درد كمتر یا بیشتر از حد دارند.
·       از خطرات نمی ترسند.
·       پر تحرك یا كم تحرك هستند.
·       به صحبتها و یا صداها پاسخ نمی دهند به طوری كه به نظر می آید ناشنوا هستند اگر چه حس شنوایی سالم است.
·       70 % كودكان مبتلا به اوتیسم، ناتوانی هوشی دارند.

سخنی با والدین گرامی
مهم ترین اصل در بهداشت روانی خانواده ، پذیرش استعدادها ، تفاوت های فردی و در نهایتمعلولیت
فرزند است. با توكل به خداوند بزرگ با در نظر گرفتن توانایی های فرزند خود و با دلگرمی هر چه بیشتر در كنار آموزگاران با همراهی همه افراد خانواده ،  نقایص كودك خود از قبیل مشكلات حسی ، جسمی ، حركتی و ذهنی را بشناسیم و با قرار گرفتن كودك در جایگاه مناسب موافقت نماییم تا شاهد پیشرفت هرچه بیشتر او باشیم.

اختلال بینایی
اختلال بینایی همان كاهش توانایی دیدن است. اصطلاح هاینیمه بینا ، كم بینا ، نابینا برای توصیف میزان اختلال های بینایی به كار می روند.
نیمه بینا : كاملاً مشخص است.
كم بینا : اشخاصی كه حتی با اصلاح چشم با وسایل كمكی نیز با مشكل مواجه هستند. نابینایان می توانند از باقی مانده بینایی خود استفاده نمایند. فقط20% آنان نابینای مطلق هستند .
نابینای آموزشی : فردی است كه قادر به استفاده از بینایی نیست و بر حواسی مانند شنوایی و لامسه تكیه می كند و باید از آموزش خاص هماهنگ با استفاده از حواس دیگر برای یادگیری استفاده كند.

اختلال شنوایی
به فردی ناشنوا اطلاق می شود كه حس شنوایی او برای هدف های معمولی زندگی مفید و قابل استفاده نباشد.
 اختلال شنوایی به :
* خفیف   (40-25 دسی بل )
* متوسط (55-41 دسی بل )
* نیمه شدید (70-56 دسی بل )
* شدید   (90-71 دسی بل )
* عمیق  (91 دسی بل )
تقسیم بندی شده است

|+|
نوشته شده توسط ولیزاده در بیستم آبان 1386 و ساعت 0:30
کم رویی و راههای مقابله با آن
یکی از دوستان در وبلاگ مشاوره روانشناسی در مورد کم رویی سوال کرده بود که جوابشان را بصورت خصوصی برایشان ارسال کردم ولی از آنجائیکه مشکل اکثر جوانان است این مطالب را در اینجا درج میکنم

برای مطالعه ادامه مطلب را بخوانید


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط ولیزاده در نوزدهم آبان 1386 و ساعت 0:5
مشاوره روانشناسی
کاربران محترمی که از این وبلاگ بازدید میکنید چنانچه نیاز به مشاوره روانشناسی دارید محبت فرمایید سوالاتتان را در وبلاگ دیگر اینجانب مطرح کنید برای مراجعه کافیست روی لینک زیر کلیک کنید در خدمتتان هستم

 مشاوره روانشناسی 

|+|
نوشته شده توسط ولیزاده در هشتم آبان 1386 و ساعت 0:59
هوش

هوش از جمله اصطلاحات رايج است که افراد مختلف با آگاهي يا بي آگاهي آن را به کار مي برند و معمولاً استفاده هاي نادرستي نيز از آن مي شود . به همين دليل هنوز نتوانسته اند تعريفي از هوش ارائه دهند که مورد قبول همه صاحبنظران باشد ، زيرا هوش ، يک پديده عيني نيست و جايگاه مشخصي در مغز ندارد و هر فردي براي تعريف آن ، به جنبه اي خاص از آن توجه مي کند . براي مثال در زندگي روزمره ، معمولاً فردي را با هوش مي دانند که خوب درس بخواند ، خوب کار کند ، زود مسائل را حل کند ، سريع خود را با شرايط سازگار کند و ...
هر چند در تمامي اين رفتارها ، هوش وجود دراد ، اما بايد دانست که هوش محدود به چند عمل خاص نمي شود . هوش در تمام رفتارهاي ما دخالت دارد . بنابراين ، هوش بايد يک ويژگي کلي و عام باشد که در تمام موقعيتها مورد استفاده قرار گيرد .
با بررسي تعاريفي که در زمينه هوش ارائه شده ، مي توان به نتايج مطلوبي دست پيدا کرد . مثلاً " آلفرد بينه " مي گويد : هوش چيزي است که تست من مي سنجد .
عده اي معتقدند : هوش قدرت يادگيري يا توانايي استفاده از تجارب است . از جمع بندي تعاريف مختلف در مورد هوش ، مي توان گفت که هوش بر اساس سه موضوع تعريف شده است :
 



  1- هوش در معناي قدرت يادگيري
2- هوش به مبناي قدرت حل مسائل
3- هوش به معناي سازگاري با محيط .

به طور خلاصه بايد بيان کرد که هوش ، توانايي کلي در فرد است که موجب حل مسأله ، يادگيريهاي جديد ، حفظ يادگيريها و سازش با شرايط جديد است . ولي مسأله مهم اين است که روانشناسان ، هوش را به دو قسمت هوش کلامي و هوش غير کلامي يا عملي تقسيم مي کنند که از ترکيب آنها ، هوش کلي تشکيل مي شود .
منظور از هوش کلامي ، قدرت استفاده از زبان و درک کلام است بدون آنکه شخص ، اعمالي را انجام دهد . مثل حافظه ، استدلال کلامي و تجسم فضايي .
منظور از هوش عملي اين است که شخص ، اعمالي را انجام مي دهد که نشانگر هوش وي باشد . براي مثال تنظيم تصاوير ، الحاق قطعات و ... .

|+|
نوشته شده توسط ولیزاده در بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 1:19