تبليغاتX
New Page 5

مهربانی
مهربانی
مطالب روانشناسی
نكاتي راجع به ايجاد تمركز در حين مطالعه

 

1. سعی کنید با ایجاد انگیزه های نیرومند و در نظر گرفتن اهدافی که برایتان مهم و جالب توجه است نسبت به مطالعه در خود شوق و علاقه ایجاد کنید . زیرا علاقه داشتن نسبت به موضوعی سبب تمرکز حواس در هنگام مطالعه آن موضوع می شود .
2.
موقعیتهایی که نمی توانید در آنها تمرکز حواس داشته باشید ، تجزیه و تحلیل کنید ، احساسات خود را مورد برسی قرار دهید و بدانید که چه عواملی افکار شما را دگرگون می کنند . افکار منفی و بیمارگونه را از خود دور کنید و هر موقعیت را تا حدی که می توانید به طور منطقی تعبیر و تفسیر کنید .
3.
موضوعهای مطالعاتی خود را تقسیم بندی کنید یعنی هر موضوعی را که می خواهید مطالعه کنید ، به قسمتهای کوچکتر تقسیم کرده و به تدریج در زمانهای مختلفی آنها را مطالعه کنید .
4.
هر وقت مصمم شدید مطالعه کنید یا کار دیگری انجام دهید ، بکوشید بر عزم خود پابرجا باشید تا آن کار را به اتمام برسانید .
5.
زمانهای مطالعه خود را با فعالیتهای متنوع تقسیم نمائید تا اینکه بتوانید تمرکز حواس خود را برای مدت زمان طولانی تری حفظ کنید و مطالعه را در آن ساعت از روز انجام دهید که برای شما مناسب تر است .
6.
استفاده از یک استراحت کوتاه در هر ساعت ، انرژی لازم برای حفظ تمرکز حواس را برای مدت زمانی طولانی تری در اختیار فرد می گذارد .
7. 
برنامه مطالعاتی داشته باشید و برای هر کاری وقت به خصوص تعیین کنید .
8.
با آگاهی ازفنون مطالعه و بکارگیری آنها در هنگام مطالعه در خود ایجاد تمرکز کنید ؛ کاربرد فنونی که خواننده را در عمل مطالعه فعال می سازد ، کلید اساسی ایجاد تمرکز است .
9.
به جای اینکه بکوشید دنیای خارج را تغییر دهید ، خود را تغییر دهید . لازم نیست که دیگران و یا رفتار آنها را مطابق دلخواه خویش تغییر داده شوند .
10.
چند برگ کاغذ روی میز مطالعه خود داشته باشید و مواردی از افکار منحرف کننده و مزاحم را یاداشت کنید و بعد از مطالعه نسبت به حل آنها در حد امکان اقدام نمائید .
11.
ممکن است حواس پرتی شما ناشی از گرسنگی و تشنگی شدید ، بی خوابی ، خستگی و یا علت یا علل درونی دیگری باشد ، در چنین موقعیتی هرگز مطالعه نکنید .
12.
هنگام مطالعه لباس راحتی به تن کنید ، لباسی که نه بسیار زبر باشد نه بسیار نرم ، نه بسیار گشاد باشد نه بسیار تنگ .
13.
مطالعه در حالتهایی نظیر دراز کشیدن ، به پشت خوابیدن ، در حال راه رفتن تکیه زدن به دیوار و امثال اینها مفید نمی باشد . زیرا در چنین موقعیتهایی نمی توان تمرکز حواس خود را حفظ نمود ، بنا براین هنگام مطالعه سعی شود خم شدن کمر عادت نشود و فاصله کتاب تا چشم 30 سانتیمتر باشد .
14.
محرکهای محیطی از قبیل صدای رادیو، تلویزیون ، تلفن و... که باعث حواس پرتی شما می شوند را از موقعیت مطالعه خود حذف کنید .
15.
بهترین وضعیت برای درس خواندن نشستن پشت میز مطالعه و بدترین وضعیت درازکش است . چرا که در این وضعیت ، فرد سریع از حال و هوای مطالعه خارج می شود و تمرکز حواس خود را از دست می دهد .
16.
محل مطالعه باید از هر نظر مانند نور ، دما ، درجه ، حرارت و ... مناسب باشد .
17.
انگیزه ی بسیار بالایی برای مطالعه داشته باشید زیرا افرادی که دارای انگیزه بسیار بالایی هستند می توانند تمرکز حواس خود را برای چندین ساعت حفظ کنند .

 

|+|
نوشته شده توسط ولیزاده در بیستم دی 1386 و ساعت 20:37
تصميم گيري و نكاتي درباره آن

 

تصميم گيري چيست ؟

تصميم گيري ابزاري است كه براي شكل دادن به آينده مثبت از آن استفاده مي كنيم. به عبارتي فرايندي است پيچيده شامل انواع توانايي هاي فكري ونيزداشتن اطلاعات در مورد تصميمي كه مي خواهيم بگيريم.

انسان در مسیر زندگی خود با انواع مشکلات مواجه می‌شود که ناگزیر می شود تصمیمی  اتخاذ کند. تصمیم گیری نقش گسترده‌ای در زندگی آدمی دارد. از تصمیم گیریهای جزئی در امور کوچک گرفته، تا تصمیم گیریهای بسیار بزرگ و پراهمیت. برخی از تصمیم ها چنان به راحتی صورت می‌گیرند که شاید ما چندان توجهی به آنها ن‌کنیم، اما در مقابل مسائلی نیز در زندگی وجود دارند که اقدام به تصمیم گیری در مورد آنها شاید مدت زمان طولانی وقت لازم داشته باشد. در هر حال اهمیت این تصمیم گیریها به لحاظ اهمیتی که اکثر آنها در سرنوشت فرد دارند، بسیار زیاد است و چه بسا تعلل در شناخت راههای تصمیم گیری بهتر ، عواقب جبران ناپذیری را برای فرد به بار آورد.

 

مهارت های پیش نیاز تصميم گيري

خود آگاهی : خودآگاهی توانایی شناخت خود و آگاهی از خصوصیات، نقاط قوت و ضعف، خواسته ها، ترسها و انزجارهاست. رشد خودآگاهی به فرد کمک میکند تا دریابد تحت استرس قرار دارد یا نه و این معمولاً پیش شرط روابط اجتماعی و روابط بین فردی موثر و همدلانه است.

همدلی : همدلی یعنی اینکه فرد بتواند زندگی دیگران، را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد درک کند. همدلی به فرد کمک میکند تا بتواند انسانهای دیگر را حتی وقتی با انها بسیار متفاوت است، بپذیرد و به آنها احترام گذارد. همدلی روابط اجتماعی را بهبود میبخشد و به ایجاد رفتارهای حمایت کننده و پذیرنده نسبت به انسانهای دیگر منجر میشود.

ارتباط ( ابراز وجود ) : این توانایی به فرد کمک میکند تا بتواند بصورت کلامی یا غیر کلامی و متناسب با فرهنگ جامعه و موقعیت خود را بیان نماید. بدین معنی که نظرها، عقاید، خواسته ها، نیازها و هیجانات خود را ابراز و به هنگام نیاز بتواند از دیگران درخواست کمک و راهنمایی نماید. مهارت تقاضای کمک و راهنمایی گرفتن از دیگران، در مواقع ضروری، از عوامل مهم یک رابطه سالم است.

روابط بین فردی : این توانایی بر ایجاد روابط بین فردی مثبت و موثر فرد با انسانهای دیگر کمک میکند. یکی از این موارد، توانایی برقراری روابط دوستانه است که در سلامت روانی اجتماعی، روابط گرم خانوادگی به عنوان یک منبع مهم حمایت اجتماعی و قطع روابط اجتماعی ناسالم نقش بسیار مهمی دارد.

تفکر نقاد : تفکر نقاد، توانایی تحلیل اطلاعات و تجارب است. آموزش این مهارت، فرد را قادر میسازد تا در برخورد با ارزشها، فشار گروه و رسانه های گروهی مقاومت کند و از آسیبهای ناشی از آن در امان بمانند.

تفکر خلاق : این نوع تفکر، هم به حل مسئله و هم به تصمیم گیریهای مناسب کمک میکند. با استفاده از این نوع تفکر، راه حلهای مختلف مسئله و پیامدهای هر یک از آنها بررسی میشود. این مهارت فرد را قادر میسازد تا مسائل را ورای تجارب مستقیم خود دریابد و حتی زمانیکه مشکلی وجود ندارد و تصمیم گیری خاصی مطرح نیست، با سازگاری و انعطاف پذیری بیشتری به زندگی روزمره بپردازد. 

حل مسئله : این توانایی فرد را قادر میسازد تا به نحو موثری مسائل زندگی را حل نماید. مسائل مهم زندگی چنانچه حل نشده باقی بمانند، استرس روانی ایجاد میکنند که به فشار جسمی منجر میشود.

 

فوائد تصميم گيري

1. پیشگیری از اختلالات جسمی

2. پیشگیری از اختلالات روانی

3. پیشگیری از اختلالات اجتماعی

4. پیشگیری از اختلالات معنوی

5. پیشگیری از مشکلات سیاسی

6. پیشگیری از مشکلات اقتصادی

7. ارتقاء سلامت

 

سبكهاي تصميم گيري

تصميم گيري احساسي

  • مبناي انتخاب فرد آن است كه احساس وي چه چيز را درست مي داند .
  • تاكيد بر تماس يا حس دروني است .
  • ملاك نهايي اين است كه : چه حس مي كند تا اينكه چه فكر مي كند .
  • مبناي انتخاب فرد آن است كه احساس وي چه چيز را درست مي داند .
  • تاكيد بر تماس يا حس دروني است .
  • ملاك نهايي اين است كه : چه حس مي كند تا اينكه چه فكر مي كند .

تصميم گيري اضطراري

  • فرد تحت تاثير تعارض و استرس تصميم گيري به حدي مضطرب و برانگيخته مي شود كه ( كارآمدي ) تصميم گيري وي كاهش مي يابد .
  • فرد نمي تواند اطلاعات مربوط را به ميزان كافي در نظرگرفته و سبك و سنگين كند . نهايتاً براي فرار از فشار يكي از راهها را انتخاب مي كند .

تصميم گيري اجتنابي

  • فرد لزوم تصميم گيري را انكار مي كند .
  • اميدوار است كه همه چيز خود به خود درست مي شود .
  • به تكنيك هاي به تأخير انداختن مثل امروز و فردا كردن متوسل مي شود .
  • هدف نهايي حفظ آسايش روان شناختي كوتاه مدت است

تصميم گيري تكانه اي

  • فرد به سرعت به مبناي تكانه هاي ناگهاني تصميم مي گيريد .
  • به ارزيابي آرام و منطقي حقايق نمي پردازد .
  • معمولاً خودش هم از اين تصميم گيري تعجب مي كند .

تصميم گيري مطيعانه

  • فرد براساس ( انتظارات ) ديگران تصميم مي گيرد .
  • ويژگي اصلي اين سبك (انفعال) است .
  • فرد اجازه مي دهد ديگران تصميم ها را به او تحميل كنند .
  • فرد اجازه مي دهد ديگران براي او تصميم بگيرند .
  • معمولاً از لفظ ( نمي دانم ، هر چه شما بگوييد ) استفاده مي كند .

تصميم گيري اخلاقي

  • مبناي انتخاب يك كد اخلاقي است .
  • كد اخلاقي مي تواند ( مذهبي ) باشد .
  • كد اخلاقي مي تواند ( اصول اخلاق شخصي ) باشد .

تصميم گيري منطقي

  • فرد با آرامش و بكارگيري خرد ، بيطرفانه با توجه به هدف بهترين حق انتخاب را بر مي گزيند .
  • فرد به اطلاعات ، هدف يا اهداف ، ارزش ها توجه دارد .
  • فرد ( خودآگاهي ) و ( زمان آگاهي ) دارد .
  • فرد به پيامدها و خطرات احتمالي توجه دارد .
  • انتخاب فرد حق گرايانه و براساس ملاكهاي ارزشي واقعي است .

 

عوامل مؤثر بر تصمیم گیری

  • نوع مشكل
  • شخصيت افراد
  • ميزان اعتماد به نفس شخص
  • عوامل محيطي
  • اختلالات روحي و رواني مثل افسردگي و اضطراب
  • استقلال فکر
  • اهميت و شفافيت موضوع
  • آمادگی برای پذیرش مسئولیت تصمیم های اتخاذ شده
  • عدم ترس از خطر کردن ( ریسک کردن)
  • درک درست موقعیت ومشکل
  • ارزش ها و باورها
  • دانش و اطلاعات درباره مشکل یا موقعیت
  • شیوه تصمیم گیری و آشنايي با روال منطقي آن
  • روش و ميزان پاداش و تنبيه
  • آمادگی برای مشورت با دیگران
  • انعطاف پذیری
  • خلاقیت

 

مراحل تصميم گيري منطقي

مرحله اول : مواجه شدن با تصميم

باز بودن به اطلاعات داخلي

باز بودن به اطلاعات خارجي

وضوح و تمركز موضوع

مرحله دوم : خلق حق انتخاب ها

مرحله سوم : ارزيابي پيامد پيش بيني شده حق انتخاب ها

مرحله چهارم : متعهد كردن خود به يك تصميم

1. وارسي نمودن تطابق و هماهنگي تصميم ها با ارزش ها

2. بيان واضح اهداف

3. وارسي كردن مجدد حق انتخاب ها

4. طراحي بهترين راه حل

5. توجه و به خاطر سپردن پاداش هاي حاصل از تصميم

مرحله پنجم : طرح ريزي براي چگونگي اجراي تصميم

1. بيان واضح اهداف و مشخص كردن چهارچوب زماني

2. ريز كردن كارها

3. در نظر گرفتن راههاي مختلف اجراي تصميم

4. پيش بيني مشكلات و موانع

5. تشخيص منابع حمايت كننده

6. نوشتن طرح عمل ( POA)

مرحله ششم : اجراي تصميم

1. زمان بندي و تعيين بهترين

2. تعارض هاي پس از تصميم

3. عذر و بهانه نياوردن

4. باز بودن به بازخورد

5. پاداش دادن به خود

6. كنار آمدن با چالش ، نوميدي و درماندگي

مرحله هفتم : ارزيابي پيامدهاي واقعي اجراي تصميم

 

راهبردهای عملی برای افزایش قدرت تصمیم گیری

1.  اعتماد به نفس داشته باشید. برای اینکار پیروزیهای قبلی خود و توانایی‌های خود را همواره مدنظر داشته باشید.

2.  علائم و ناراحتیهای خود را که در قدرت تصمیم گیری شما دخالت می‌کنند، بشناسید و تلاش کنید آنها را رفع کنید مانند افسردگي هاي مزمن و اضطرابها

3.  تغذیه مناسب داشته باشید. تغذیه مناسب با افزایش قوای ذهنی ، در تمام زمینه‌های ذهنی قدرت شما را بالا خواهد برد.

4.  معلومات خود را افزایش دهید. افزایش معلومات هم در مسائلی که در حال حاضر باید برایشان تصمیم گیری کنید، لازم است و هم در افزایش معلومات به صورت کلی و روزانه در موارد مختلف مدنظر است.

5.  در حین تصمیم گیری ، تلاش کنید موضوع را از جنبه‌های مختلف بشناسید و به ابعاد مختلف آن پی ببرید.

6.     از افراد آشنا به موضوع حتما کمک بگیرید.

7.  از یک نظم منطقی برای تصمیم گیری استفاده کنید. به عنوان نمونه می‌توانید مشقهای مختلف تصمیمتان را بررسی کنید، دلایل مخالفت و موافقت خود را بر هر مشق یادداشت کنید. به این ترتیب و با الویت بندی و امتیاز دادن به زمینه‌هایی که با آنها موافق هستید، تصمیمی را اتخاذ کنید که کمترین شکست و بیشترین احتمال پیروزی را به همراه داشته باشد.

8.  همواره به یاد داشته باشیم که در اکثر انتخابهای ما ، انتخاب کامل و بدون عیب و نقصی وجود ندارد و هر انتخاب ما متضمن از دست دادن امتیازاتی است که دیگر انتخابها می‌توانستند داشته باشند. به عبارتی تصمیم گیری بر اساس بیشترین امتیاز و کمترین احتمال شکست انجام می‌شود.

 

|+|
نوشته شده توسط ولیزاده در هجدهم دی 1386 و ساعت 22:15
افسردگي چيست

 

افسردگي چيست ؟

افسردگي اغتشاشي در خلق است كه با درجات متفاوت غمگيني، يأس، تنهايي، نااميدي، شك در مورد خويشتن و احساس گناه مشخص مي شود. اغلب مردم معمولاً در دوره اي از عمر خود احساس افسردگي مي كنند، اما عده اي ديگر اين احساسها را به كرات و به طور عميق و مداوم تجربه مي كنند. در بعضي موارد، افسردگي براي ماهها و يا سالها تداوم مي يابد. مشهورترين حالت افسردگي احساس دلتنگي و دل گرفتگي و يا قرار داشتن در حالت خلقي بد است. اين احساسها معمولاً كوتاه مدت بوده و تاثيرات كم وجزئي بر روي فعاليتهاي معمول روزانه دارند.
در سطح بعدي افسردگي، نشانه ها شدت يافته و براي دوره اي طولاني تر تداوم مي يابد. فعاليت هاي روزمره ممكن است به شدت سخت شوند...  اما هنوزشخص قادر به مقابله با آنهاست. بهر حال، در اين حالت، احساسهاي نااميدي شايد آنقدر شديد شوند كه خودكشي به عنوان تنها راه حل به نظر برسد. كسي كه افسردگي را تجربه مي كند، ممكن است نوسانات شديدي را در خلق تجربه كرده و يا حتي آرزوي كناره گيري كامل از فعاليتهاي معمول روزانه و دنياي بيرون را داشته باشد.

افسردگی بیماری بسیار شایع عصر ماست. و در تمامی جهان روندی فزاینده دارد. این در حالی است كه حدود نیمی از مبتلایان به افسردگی یا از بیماری خود بی خبرند یا بیماری آنها چیزی دیگر تشخیص داده شده است.

افسردگی یك بیماری اختصاصی نیست بلكه در تماما سنین و همه نژادها، هم در زنان و هم در مردان ظاهر می شود. افسردگی بیماری ساده ای نیست بلكه انواع گوناگون دارد به طوری كه در بعضی افراد به صورت هایی ظاهر می شود كه ما عموماً آنها را افسردگی نمی شناسیم. افسردگی پس از آنكه درمان شد غالباً باز می گردد.

 

نشانه هاي افسردگي

        افسردگي ممكن است به صورتهاي زير زندگي شخص را تحت تاثير قرار دهد:

  • تغييرات در احساسها و ادراكات ، غم و اندوه پايدار، اظطراب، احساس پوچي.
  • گريه هاي مكرر و يا درقسمت ديگ پيوستار، فقدان پاسخ دهي عاطفي
  • ناتواني از لذت بردن از هر چيزي
  • احساس نااميدي و يا بي ارزشي و بدبيني
  • احساس افراطي گناه و يا خود سرزنشي
  • كاهش سطح انرژي و احساس خستگي
  • احساس شكست- احساس سربار بودن
  • افت اعتماد بنفس - سرزنش مدام خود - نگراني از گذشته و آينده.
  • فقدان ميل جنسي
  • فقدان احساسهاي گرم نسبت به خانواده و دوستان
  • تغييرات در رفتار و نگرش
  • فقدان علاقه نسبت به فعاليتهاي قبلي و كناره گيري از ديگران
  • غفلت از مسئوليت ها و ظاهر شخصي
  • تحريك پذيري. شكايت از چيزهايي كه قبلاً انجام مي گرفتند.
  • بيقراري و بيتابي - زود رنجي و تحريك پذيري- و يا كند شدن حركات و واكنشها- بي تفاوتي
  • نارضايتي كلي از زندگي و احساس تيره بختي
  • كاهش در حافظه، ناتواني در تمركز، بلا تصميمي و آشفتگي
  • كاهش در توانايي مقابله با مسائل روزمره
  • شكايات بدني
  • خستگي مزمن و فقدان نيرو
  • فقدان كامل اشتها، و يا در سوي ديگر، خوردن اجباري
  • بي خوابي، بيداري زود هنگام صبحگاهي، يا خواب افراطي و بدخوابي
  • خارش بدن - تاري ديد -تعريق شديد- خشكي دهان
  • سردردها، پشت دردها و ساير شكايات مشابه بدون دليل
  • مشكلات گوارشي شامل درد معده، تهوع، اشكال در  هضم و تغيير در كاركردهاي روده اي.

       داشتن حداقل پنج علامت یاد شده برای ابتلا به افسردگی كبیر كافی است. ولی علامات مرضی افسرده بودن خلق و خوي در بيشتر روزها و يا تقريباً هر رزو و كاهش آشكار علاقه يا ميل به هر نوع فعاليت زندگي باید جزء آن علامت باشند. افسردگی نمی تواند واكنش معمولی مرگ یك عزیز باشد. همه افراد مبتلا به افسردگی تمام علامات مرضی این بیماری را ندارند و شدت علامات مرضی در افراد مختلف متفاوت است.

 

علل افسردگي

علت دقیق افسردگى كاملاً شناخته شده نیست اما براساس شواهد به دست آمده مى توان چندین عامل را برشمرد:

1- وراثت

افرادى كه یكى از بستگان نزدیك آنها مبتلا به افسردگى اصلى یا  اختلال خلقى  دوگانه (دوقطبى) باشند دو برابر دیگران در معرض ابتلا به افسردگى  قرار دارند.

2- ساختار بیوشیمیایى

هر انسانى ساختار شیمیایى منحصر به فرد دارد. ابتلا یا عدم ابتلا به افسردگى، به میزان مواد شیمیایى مغز او و این كه این مواد شیمیایى چگونه با سیستم عصب مركزى در تعامل است، بستگى دارد. ساختار بیوشیمیایى هر فرد یك عمل تعادل ساز پیچیده است. اگر یكى از مواد شیمیایى به درستى كار نكند كل تعادل و توازن به هم خواهد خورد.

مغز فرمانده بدن است. همانطور كه پیام هاى صادره از مغز (به شكل جریان الكتریكى) حركات ما را كنترل مى كند پیام هاى دیگر عواطف و احساسات ما را كنترل مى كنند. سلول هاى عصبى اصلى ترین واحد هاى مغز هستند. این سلول هاى عصبى به وسیله فواصلى كه سیناپس نامیده مى شوند از هم جدا مى گردند. مواد شیمیایى موسوم به ناقلان عصبى (NEURO TRANSMITTER) پیام ها یا علایم صادره از مغز را از بین این سیناپس ها عبور داده به سلول هاى عصبى مختلف مى رساند.

اگر در یك ناقل عصبى نقص یا عدم توازن و تعادل وجود داشته باشد اختلالات گوناگون ممكن است رخ دهد.

ناقل هاى عصبى سروتونین، دوپامین و نورپین فراین پیام رسان هاى شیمیایى هستند كه گفته مى شود، مسئول كنترل عواطف و روحیه هستند. مخصوصاً سروتونین كه در افسردگى نقش دارد. اعتقاد بر این است كه وجود هرگونه نقصى در سروتونین یا اختلال در شیوه عمل آن اثرات منفى عمیقى در روحیه و عواطف شخص بر جاى مى گذارد.

3- ساختار روان شناختى

گفته مى شود كه ویژگى هاى اصلى شخصیت یك فرد اغلب در سال هاى اولیه كودكى وى مشخص مى شود. یكى از این عوامل مشخص كننده محیط زندگى فرد است. هر آنچه كه در دوران كودكى در زندگى ما رخ مى دهد به هنگام بزرگسالى اثرات ریشه اى و عمیقى در نگرش و رفتار ما دارد مثلاً مورد بى مهرى و عدم توجه قرار گرفتن، منع شدن از چیزى، یا مورد سوء استفاده جنسى قرار گرفتن در دوران كودكى مى تواند بعدها در نوع نگرش فرد به جهان تأثیر بگذارد.

محرومیت اجتماعى مانند زندگى در خانه هاى پرجمعیت، و كمبود روابط گرم با شخص قابل اعتماد مى تواند در طول زندگى بر روابط فرد با دیگران تأثیر بگذارد. استرس آغازگر افسردگی است. استرس های موجد افسردگی، رویدادهای بزرگ ناخواسته زندگی اند؛ مثل مرگ یك عزیز، نه رویدادهای جزیی مثل ترافیك شلوغ سرشب در شهر كه همواره با آن روبرو هستیم.

استرس های زندگی را بر اساس شدت تاثیر درجه بندی كرده اند. مرگ همسر را 100، طلاق را  75 ،  بیماری شخصی را 53 ، ازدواج را 50 ، آبستنی را 39 ، تغییر مسئولیت كار را 29 ، موفقیت چشمگیر را 28 ، تغییر اوضاع زندگی را 25 ، مشكل  داشتن با كارفرما را 23 ، تغییر فعالیت اجتماعی را 18 ارزیابی كرده اند.

چنان كه در این مقیاس دیده می شود استرس های خوشایند هم می توانند از عوامل افسردگی باشند. ازدواج و آشتی بعد از جدایی، تنها عوامل استرس زا نیستند بلكه كسب موفقیت چشمگیر، با آن كه بسیار خوشایند است، استرس زا است.

4- حوادث زندگى پراسترس

واكنش فرد نسبت به عوامل خارجى نیز مى تواند بر میزان مواد شیمیایى مغز و كیفیت عمل آنها تأثیر گذاشته و نهایتاً بر روحیه و عواطف شخص تأثیر بگذارد. یك حادثه مى تواند فرد را مبتلا به افسردگى سازد. (به ویژه آن كه فردى قبلاً در اثر عوامل دیگر در خطر افسردگى بوده باشد) این حوادث عبارت اند از 1- بیمارى طولانى مدت 2- بیمارى یا مرگ فرد مورد علاقه 3- طلاق  4- پایان دادن به یك رابطه نزدیك و صمیمى 5- رفتن به یك خانه جدید 6- مشكلات مالى یا ادارى.

5- نوسان میزان هورمون ها

در زنان نوسان میزان هورمون ها مى تواند باعث افسردگى شود. این حالات عبارت اند از سندرم پیش از قاعدگى- تقریباً 3 تا 8 درصد زنان یك هفته یا چند روز قبل از قاعدگى تحت تأثیر این سندرم قرار مى گیرند. از نشانه هاى این حالت روحیه افسرده، نوسان روحى، اوقات تلخى، تشویش و اضطراب  است.

6- افسردگى پس از باردارى (زایمان)

این نوع افسردگى با نوسان هورمون ها پس از حاملگى ارتباط مستقیم دارد، اما عوامل اجتماعى نیز ممكن است در آن نقش داشته باشد. مثلاً یك زن شاغل كه مجبور است به طور ناگهانی به دور از محل كار خود در منزل بماند و روز را به تنهایى و با كودك خود سپرى كند ممكن است احساس افسردگى و انزوا به وى دست بدهد.

7- افسردگى ورود به يك مرحله جديد از زندگي مثل یائسگی‌ یا بازنشستگی‌

ممكن است زنان در این دوران به علت آنكه قدرت تولید مثل خود را دست داده اند دچار اندوه شوند و از طرف دیگر ممكن است رفتن فرزندان بزرگسال از خانه، مادر را دچار افسردگى كند.

8- بیماریها 

 ابتلا به یک بیماری مزمن، مثل بیماری قلبی، سکته مغزی، دیابت، مشكلات عروقي ، سرطان یا آلزایمر باعث می شود که فرد در خطر بیشتری برای افسردگی قرار بگیرد. مطالعات یک ارتباط ثابت نشده بین افسردگی و بیماری قلبی را نشان می دهد. افسردگی در بسیاری افرادی که حمله قلبی داشته اند اتفاق می افتد.

9- عوامل دیگر

عوامل دیگرى كه ممكن است منجر به افسردگى شوند عبارت اند از:1- مصرف مواد مخدر و الكل 2- استفاده از برخى داروها مانند استروئید یا داروهاى مربوط به فشارخون 3- بیمارى هاى خاص مانند پركارى غده تیروئید ، ديابت یا مشكلات عروقى 4- تحلیل انرژى، از دست دادن انرژى ذهنى و جسمى كه معمولاً ناشى از كار طولانى مدت و یا تعهداتى است كه فرد بر روى دوش خود احساس مى كند.

 

عوامل تشدید کننده بیماری

  • عصبانیت‌ یا احساس‌ دیگری‌ که‌ فرو خورده‌ شده‌ باشد.
  • داشتن‌ شخصیتی‌ وسواسی‌، منظم‌ و جدی‌، تکامل‌گرا، یا شدیداً وابسته‌
  • سابقه‌ خانوادگی‌ افسردگی‌
  • شکست‌ در کار، ازدواج‌، یا روابط‌ با دیگران‌
  • از دست‌ دادن‌ یک‌ چیز مهم‌ شغل‌، خانه‌، سرمایه‌
  • تغییر شغل‌ یا نقل‌ مکان‌ به‌ یک‌ جای‌ جدید
  • انجام‌ بعضی‌ از اعمال‌ جراحی‌ مثل‌ برداشتن‌ پستان‌ به‌ علت‌ سرطان‌

 

عوامل زیر خطر بازگشت افسردگی را افزایش می دهند

  • اگر نخستین افسردگی پیش از بیست سالگی رخ داده باشد و سابقه خانوادگی موجود باشد
  • اگرنخستین افسردگی شدید باشد و دیر به درمان اقدام شده باشد
  • اگر بیماری روانی دیگری نیز وجود داشته باشد
  • اگر فرد نسبت به استرس ها یا دیگر عوامل اجتماعی آسیب پذیرتر باشد
  • اگر فرد از افسردگی قبلی كاملاً  بهبود نیافته باشد
  • اگر افسردگی در اواخر عمر رخ داده باشد

 

عوارض‌ احتمالی‌

خودکشی كه علایم‌ هشداردهنده‌ آن‌ عبارتند از:

ـ گوشه‌گیری‌ از خانواده‌ و دوستان‌

ـ عدم‌ توجه‌ به‌ ظاهر خود

ـ به‌ زبان‌ آوردن‌ این‌ که‌ فرد می‌خواهد «همه‌ چیز را تمام‌ کند» یا اینکه‌ «زیادی‌ است‌ و مزاحم‌ دیگران‌.»

ـ شواهدی‌ از داشتن‌ نقشه‌ برای‌ خودکشی‌ (مثلاً نوشتن‌ وصیت‌نامه‌ یا توجه‌ به‌ یک‌ سلاح‌ قتاله‌)

ـ خوشحالی‌ ناگهانی‌ پس‌ از احساس‌ نومیدی‌ طولانی‌ مدت‌

ـ عدم‌ بهبود افسردگی‌

انواع افسردگي

1- افسردگي اساسي: اين نوع افسردگي اختلال در خلق ميباشد كه معمولا 2 هفته بطول مي انجامد. احساس دلتنگي و حزن مفرط و از دست دادن ميل و لذت از فعاليتهاي دلپذيرو احساس گناه و بي ارزشي از نشانه هاي آن ميباشد. اين نوع افسردگي خطرناك بوده و ميتواند به خود كشي منجر گردد.

2- افسردگي مزمن: شدت علايم آن از افسردگي اساسي كمتر بوده اما دوره آن طولاني و ممكن است و 2 الي 5 سال بطول انجامد. علايم آن معمولا ناتوان كننده نميباشد اما در عملكرد مناسب و احساس خوشايندي فرد تاثير گذار است.

3- اختلال در سازگاري: هرگاه انسان عزيزي را از دست ميدهد، شغلش را از دست داده و يا تغيير ميدهد، و يا آگاه ميگردد كه بيماري لاعلاجي دارد كاملا طبيعي است كه احساس استرس، اندوه و خشم ميكند. اما در نهايت امر افراد خود را با شرايط پديد آمده وفق ميدهند. اما برخي قادر به چنين عملي نميباشند. هنگامي كه واكنش فرد به يك موقعيت و يا حادثه سبب افسردگي در وي ميگردد به آن اختلال در سازگاري ميگويند.

4- اختلال دو قطبي: به تغييرات غير قابل پيش بيني خلق از شيدايي تا افسردگي اختلال دو قطبي ميگويند. در يك زمان فرد رفتار برونگرايي مفرط، پر حرفي، خود بزرگ بين از خود بروز ميدهد و در دوره اي ديگر افسرده ميگردد.

5- افسردگي فصلي: اين نو ع افسردگي معمولا در زمستان شيوع مي يابد. علت آن كاهش تابش نور خورشيد است.اين افسردگي سبب سردرد، تحريك پذيري و كاهش سطح انرژي ميگردد.

 

درمان افسردگی

براساس گزارش " انجمن روان پزشكان آمریكا" 85 در صد مبتلایان به افسردگی تا حد زیادی درمان می شوند. از این گذشته تشخیص به موقع بیماری سبب كاهش مدت و شدت بیماری می شود و با درمان مناسب می توان از بازگشت بیماری پیشگیری كرد یا از شدت آن كاست.

دو نوع درمان متداول برای افسردگی وجود دارد: روان درمانی و دارو درمانی، یعنی استفاده از داروهای ضد افسردگی. مسئله این است كه غالباً افسردگی، غلط تشخیص داده می شود و بیماران عموماً به چهار تا پنج پزشك یا روان پزشك مراجعه می كنند تا یكی از آنها به درستی بیماری را تشخیص دهد و درمان كند. در بعضی موارد تشخیص درست داده می شود ولی داروهای آرامبخش و خواب آور دو برابر میزان نیاز و یا كمتر از مقدار مناسب تجویز می گردد. از این گذشته بسیاری از بیماران گمان می كنند دچار ضعف شده اند و به پزشك مراجعه نمی كنند. در حالات شدید فاقد انرژی و امید به آینده اند.

طول درمان به نوع آن و شدت افسردگی وابسته است. در آزمایش های بالینی 50 تا 60 درصد بیماران ظرف چهار تا شش هفته و گاهی دو تا چهار هفته به درمان پاسخ می دهند، درمان كامل بین چهار تا شش ماه انجام می گیرد.

روان درمانی به عكس دارو درمانی ظرف شش تا هشت هفته بهبود نشان می دهد. ولی برای بهبود كامل تا دوازده هفته طول می كشد. اگر روان درمانی در این مدت سود بخش نبود، دارو درمانی باید آغاز گردد.

 

انواع ديگر درمان افسردگی

چند نوع درمان دیگر غیر از دارو درمانی و روان درمانی افسردگی وجود دارند: درمان با ایجاد تشنج به وسیله الكتریسیته، نور درمانی و درمان های جانشین، درمان با ایجاد تشنج به وسیله الكتریسیته برای بیمارانی تجویز می شود كه به اختلالات شدید خلق و خوی مبتلا هستند.

نور درمانی ، به وسیله نور فلوئورسان با شدت 1000 واحد ( لوكس ) انجام می گردد. درمان های جانشین مثل ورزش منظم، در بیمار اعتماد به نفس ایجاد می كند. از این گذشته سبب افزایش تراز اندورفین در بدن می شود.

اندورفین به بخش هایی از مغز اثر می كند كه دست اندركار ادراك درد و هیجان اند. میزان این ماده در افراد افسرده كمتر از معمول است.

 

چند راهكار مهم عملي براي غلبه بر افسردگي

  1. سعي كنيد ا